عمو دورتبگرده...💔
بر بیت بیت پیکرِ تو خیره ماندهام
آه ای غزل چگونه ببینم قصیدهای ..؟؟
چرا تمام تنت را چنین به هم زده ای
مگر محله ی قصاب ها قدم زده ای...
پاشو عزیزِ #برآدرم💔🚶♂
جوآبِ حَسَنُ چیبدم...؟؟
اما اونجایی که
#قاسمُ سوآر مرکب کردِ..
ابیعبدالله هی زمزمه میکرد زیرِ لب..
حاج مهدی رسولی4_5825869467665566691.mp3
زمان:
حجم:
37.4M
وا شده باز، کوچهی کینه
کربلا شد مثل مدینه ..💔
*رسولی.
بَچِّههِیئَتي
وا شده باز، کوچهی کینه کربلا شد مثل مدینه ..💔 *رسولی.
من بارها
پای این #روضه جون دادم..
بَچِّههِیئَتي
وا شده باز، کوچهی کینه کربلا شد مثل مدینه ..💔 *رسولی.
بخدآ که خیلی سنگینِ...💔🚶♂
هدایت شده از أنين القلوب؛
میگن یه روز وقتی #حسنین(ع) کوچیک بودن، #مولاعلی به همراه پسرا میرن زندان، برای ملاقات زندانیا؛
#مولامون از کنار زندان شمر رد میشه،
شمر میگه منو آزاد کنید و ..
#مولاعلی گذر میکنن؛
#امامحسن(ع) رد میشه،
شمر بازم التماس که منو آزاد کنید و ..
#امامحسن(ع) هم گذر میکنن؛
تا اینکه نوبت میرسه به ..
#امامحسین(ع).
شمر یه چیزایی میگه به #ارباب،
که ایشون میرن کنار پدر و برادرشون،
بهشون میگه، بابا میشه آزادش کنیم؟
#مولاعلی میگن:
پسرم، تو میدونی این کیه؟ میدونی قراره در آینده با تو و خانوادهت چیکار کنه؟
دورش بگردم، #ارباب میگه:
بابا، آخه منو به #مادرم قسم داد … :)
هدایت شده از أنين القلوب؛
ای عشقِ شهر آشوب من،
ای دلبرِ محبوب من،
افتادهای در دستِ شمر،
ای خاطراتِ خوبِ من...