کشتی ناخدا جِفرسون؛
انقدر حوصلم سر رفته حوصله ندارم برم تا تیمارستان
تو راه که میریم حوصلهت برمیگرده
پاشو بریم
یهو از خواب بیدارشم و عذا بگیرم که خوابم برده و از ۱تا۵۰۰به عددو حروف رو ننوشتم و الان خانوم مرادی دعوام میکنه
هدایت شده از شیشهمعجونِهِلیوس꩜࣪؛
و او هرگز نخواهد فهميد كه من
از غم نبودنش به خيال بودنش پناه مى بردم :)
کشتی ناخدا جِفرسون؛
سوال من هر روز از خودم
ی ربع میخونم دوساعت استراحت میکنم
کشتی ناخدا جِفرسون؛
و او هرگز نخواهد فهميد كه من از غم نبودنش به خيال بودنش پناه مى بردم :)
ولی اون میدونه،هربار که میگم دلم برای آغوشش تنگ شده میاد توی خوابم و محکم بغلم میکنه
کشتی ناخدا جِفرسون؛
ی ربع میخونم دوساعت استراحت میکنم
خوبه یه ربع میخونی من اونم نمیخونم
کشتی ناخدا جِفرسون؛
ولی اون میدونه،هربار که میگم دلم برای آغوشش تنگ شده میاد توی خوابم و محکم بغلم میکنه
میاد تو خوابم و میره بعدش میشه خواب بد
کشتی ناخدا جِفرسون؛
خوبه یه ربع میخونی من اونم نمیخونم
نخونم مامام شوتم میکنه اون دنیا