کاراکال .
_
هی شعر نگو ، لفظ نیا ، حرف نزن مرد ،
گاهی بغلم کن ، بغلم کن ، بغلم کن .
کاراکال .
_
تن تو قبله و چشمان تو قرآن من است ،
پـایه کفر منی ؛ از طرفی ایمانی .
کاراکال .
_
تا که لب هست چرا پاچه بگیریم از هم ؟
دومین کار قشنگ لب ما لبخند است .