هدایت شده از 💚شهید محمد هادی ذوالفقاری💚
#جنگ_هستهای_در_نیمه_شب...!
🌷توی بچهها خواب من خیلی سبک بود. اگر کسی تکان میخورد، میفهمیدم. تقریباً دو سه ساعت از نیمه شب گذشته بود. خرّوپُف بچههایی که خسته بودند، بلند شده بود؛ که صدایی توجهم را جلب کرد.... اول خیال کردم دوباره موش رفته سراغ ظرفها، اما خوب که دقت کردم، دیدم نه، مثل این که صدای چیز خوردن یک ادمه
🌷یکی از بچههای دسته بود. خوب میشناختمش. مشغول جنگ هستهای بود. آلبالو بود یا گیلاس، نمیدانم. آهسته طوری که فقط خودش بفهمد، گفتم: «اخوی، اخوی! مگه خدا روز را از دستت گرفته که نصف شب با نفست مبارزه میکنی؟» او هم بیمعطلی پاسخ داد: «ترسیدم روز بخورم ریا بشه!!!
#شهدا_را_ياد_كنيم_با_ذكر_صلوات
#کانال_شهید_محمدهادی_ذوالفقاری
🌸🌸🌸🌸
https://eitaa.com/joinchat/1383858298Cca72b88ddd