چـــادرےهـــا |•°🌸
سرم را بلند میکنم
پرچم "یا حسین" را بالاے سرم میبینم
ڪه پسرڪی آن را می چرخاند؛
و با صداے بلند فریاد میزد : نداے ؛ لبیڪ یا حسین را ....
دلم به لرزه در می آید
و از پشت پردهے اشڪ دوباره به پرچم خیره می شوم
و زمزمه میکنم: صلیاللهعلیڪیااباعبدلله....
بغضم میشکند و اشڪانم جارے میشود
خانومے که ڪنارم نشسته بود و با گریهتکرار میکرد : مریض دارم آقا جان
دست رد به سینه ام نزن آقا.
نگاهی به دختر بچه اے می اندازم که لباس مشکی بر تن کرده است و سر بند " یا علی اصغر " را بر پیشانیاشبسته است
پا برهنه میدَوَد
و با لحن بامزه اش تکرار میکند: "حسین جان"
نفس عمیقی میکشم
رایحهی دلنشین اسفند زیر بینی ام میپیچید و وادارم میکند تا دوباره عمیق نفس بکشم ؛
با صدای طبل و سنج هق هقم شدت میگیرد.
آرامشی تماموجودمرا فرا میگیرد ؛
صدای " لبیک یا حسین ها " بلند میشود
و من با صدایی آرام و بی صدا زمزمه میکنم : لبیک یا حسین ...
نگاهم کشیده میشود به پوستر عکس حاج قاسم که زیرش با خطی خوش نوشته شده بود : " ما ملت امام حسینیم " ؛.
آری ما ملت امام حسینیم که تو اوج نا امیدی حسین(ع) امیدمان میشود ؛
تو اوج دلگرفتگی حسین(ع)مرحم دل هایمان میشود ؛
آری ما ملت امام حسینیم ...
ملتی که کرونا هم نمیتواند از عشقمان به #حسین(ع) کم کند ...
آری حسین اولین نامی بود که مادرم از کودکی زیر گوشم زمزمه کرده است ...
حسین اولین واژه ای بود که پدرم یادم داد و گفت که تو باید مریدش باشی ...
نمیدانست حب حسین خیلی وقت است در دلم جوانه زده است...
نمیدانست روی سینه ام حک شده است نام زیبای #حسین
نمیدانست من خیلی وقت است میان روضه هایش جان گرفتهام ...
و من و تمام دلتنگی های هر شبم
در این ماه و در این اسم خلاصه میشود ...
#حسین
#میمتاجافروز
#کپیباذکرنامنویسنده
#چادریها
@chaadorihhaaa🌙