> اینکه یک روز مهندس برود در پی ِشعر
سر و سریست که با موی ِپریشان دارد 💘.
آخر چـِه کند با دل من علم پزشکی ؛
وقتی که به دیدار تو بسته ضـَربانم 🫀🫂 .
> تـُو همان شیشهی عطر گل یاسی ك فقط ؛
به دل حـُجرهی عطاری من جا داری🍓☁️ .
اگر میتوانستم تو را از غمها
دور نـِگه میداشتم ؛
و کاری میکردم که هیچگاه
اشک از چـِشمانت ؛
سرازیر نشود مگر برای خنده
های بـِدون وقفه ☕️🍕 .
- تکه هایی از کل یک منسجم .
هرچه گشتم شعر نابی درخورت پیدا نشد ،
بیخیال ِشعرخواندن دوستتدارم همین🤎
> نگرانم که به تو هدیه کنم شعرم را ؛
و تو آنرا بهکسی .. وای ! ولشکن اصلا☕️ .
مرا اینگونه باورکن پر از لبخند و زیبایی ،
درونم پاک ُروحم غرق درافکار رویایی🧋🍪