مگر میشَـود آفتـاب را ،
در شبی که پایان
ندارد ، فرامُـوش کرد ؟ 💙🪄 `
شاید زندگی پـِیدا کردن ِ
بخشهایی از خودمان در تکه
تکههایی از یـِک ؛
کل ِمـُنسجم است ، پیدا
کردنی که به اندازه
یک عـُمر طول میکشد 🏷 .
- تکههایی از یک کل منسجم .
او به من گفت ؛ تو قطره بودی و آن
شب باران میبارید . .
تو قطره بودی و بین هزاران قطره دیگر میرقصیدی ؛ دست تکان میدادم ،
میدانستم که تو مرا میبینی ؛
من واضح بودم تو گم گشته بودی
من جوینده بودم تو در جویبار بودی . .
من آسمون رو میدیدم ولی تو
رفته بودی تو در جویبار بودی ..
آه ای عشق من ؛ من دنبال تو بودم ،
تو خود دیده بودی ☕️📻 !"
- نوشته های ِقلم خویش .
بیکلام.4_5778249928304236356.mp3
زمان:
حجم:
3.2M
> هـُنراگرنبودحقیقتمارامیکـُشت ؛