✍#روایت_نصر
🎞داستان کیک شکلاتی
🔹با تمام عشق این کیک هارو درست کرده بود
میخواست طوری آماده بشه که هرکسی دید خوشش بیاد و بخره ازش؛ تا از هزینه ش کمکی کرده باشه به جبهه مقاومت.
🔸همون ساعت اول کیکش تمام شد!
هرکسی که می اومد پای میز فروش، دلش میخواست یه تیکه از این کیک رو بخره و کارت بکشه.
کاری که برای خدا باشه
خدا بهترین خریدارشه....
نذرت قبول بانو!
📚روایت دلدادگی زنان این مرز و بوم خواندنیه...
موکب #بانوان_نصر
#جبهه_مقاومت
#اسرائیل_۲۵_سال_آینده_را_نخواهد_دید
✍#روایت_نصر
🎞 دخترخاله، پسرخاله!
🔹یادمه وقتی کوچیک بودیم غروبها توی حیاط مادربزرگ جمع می شدیم و شروع می کردیم به بازی و شیطنت. از افتادن توپ توی حوضچه تا شکستن گلدون های سفالی...
🔹مادرامونم مشغول پاک کردن سبزی و بسته بندی کمک های مردمی ....برای رزمندگان دفاع مقدس!
خونه مادربزرگ انگار ستاد کمک به جبهه بود...
🔸حالا ماها بزرگ شدیم؛
اما صحنه های تاریخ این انقلاب سالها همچنان جاری و ساری توی زندگی هاست...
🔹مادرهایی که میان توی موکب #بانوان_نصر و تمام وقتشون رو میگذارن برای کمک به جبهه مقاومت
و حالا این بچه هان که به جای شیطنت کودکی؛ توی خیابون؛ دور میدون انقلاب می ایستند تا نقشی در این جبهه بزرگ داشته باشن..
📚کودکانی که زود بزرگ میشن...
موکب #بانوان_نصر
#جبهه_مقاومت
#اسرائیل_۲۵_سال_آینده_را_نخواهد_دید
✍#روایت_نصر
🎞 حلقه ازدواج!
ساعت ۲۲:۳۰؛ چند دقیقه ای میشد بعد از جمع کردن موکب و بردن پسر مریضش به درمانگاه، اومده بود خونه!
این عکسو واسم فرستاد!
حلقه ازدواجِ یکی از فرماندهان سابق بسیج محله.
یه هدیه ارزشمند که حالا فقط ۱۵ میلیون ارزش نداره بلکه ارزشش توی حساب و کتاب دنیای ماها نمی گنجه!
🔸اومد موکب و این جعبه ساده رو گذاشت توی دستمون!
میگفت:《میخوام هدیه کنم به جبهه مقاومت...
وقتی آقا گفته برهمه واجبه که به جبهه مقاومت کمک کنیم نگهداری این انگشتر یادگاری دیگه ارزشی نداره!》
🔹 اتفاقاتِ قشنگِ موکب
❤️مبارکت باشه این عشق فرمانده!
📚صفحه صفحه زندگی بانوان مجاهد امیرکلایی زیباست و هیجان انگیز!
موکب #بانوان_نصر
#جبهه_مقاومت
#اسرائیل_۲۵_سال_آینده_را_نخواهد_دید