شمسی و روی زمین با روی ماه افتاده ای
تا اذان مانده چرا در سجده گاه افتاده ای
سینه تنگ و عرصه تنگ و غربت تو می کشد
زیر دست و پای دشمن بی سپاه افتاده ای
گفت بابا دست خود را حائل رویت کنم
راست گفته مثل زهرا بی پناه افتاده ای
ای عمو از خیمه می آیم کمی آرام باش
از چه با زانو به سوی خیمه راه افتاده ای
خوب معلوم است از پیشانی و ابروی تو
با رخت از روی مرکب گاه گاه افتاده ای
در دل گودال جای ماه رویی چون تو نیست
یوسف زهرا چرا در بین چاه افتاده ای
من به هل من ناصر تو آمدم در قتلگاه
آمدم دشمن نگوید از نگاه افتاده ای
#محمد_سهرابی
چمران۸۶
تا نیزهای غریب عنان مرا گرفت
پهلوی من نشست و نشان مرا گرفت
میرفت تا که فاش؛ پدر خوانمت عمو!
سُمّ فَرَس رسید و دهان مرا گرفت
گویند بو کشیدنِ گُل، مرگ مؤمن است
بوی خوش دهان تو جان مرا گرفت
من سینهام دُکان محبّتفروشی است
آهنفروش از چه دُکان مرا گرفت
دشمن که چشم ِ دیدن ابروی من نداشت
سنگی رها نمود و کمان مرا گرفت
از پیرهای زخمی جنگ جمل رسید
هر چه رسید و عمر جوان مرا گرفت
لکنت نداشت من که زبانم ز کودکی
موم ِ عسل چگونه زبان مرا گرفت؟
چون کندوی عسل بدنم رخنهرخنه است
این نیشهای نیزه توان مرا گرفت
پر شد ز خاک سُمّ ِ فرس چشم ِ زخم من
ریگ روان، همه جریان مرا گرفت
#محمد_سهرابی
چمران۸۶
_chamran_
تا نیزهای غریب عنان مرا گرفت پهلوی من نشست و نشان مرا گرفت میرفت تا که فاش؛ پدر خوانمت عمو! سُمّ
با حال مناسب بخونید یا علی ❤️✋
دررزمگاه عشق نه فرق پسرشکست
گویی درست،شیشه ی عمرپدرشکست
پشتی که جز مقابل یکتا دوتا نشد
پشت حسین بودو زداغ پسرشکست
تاشدسپر به تیغ، سر شبه مصطفی
سر،شددوتاو رونق شق القمرشکست
شدباسرشکسته ززین سرنگون ولیک
باآن شکست،داد به بیدادگر شکست
سرسبزشدبه اشک،نهالم،ولیک خصم
تاخواست این درخت برآردثمر،شکست
مادر در انتظار، وز این بی خبر که تیغ
ازتوسر وازو دل وازمن کمرشکست
#علی_انسانی
چمران۸۶
جنگل اگر آتیش بگیره حیووناش فرار میکنن اما درختاش که ریشه تو خاک دارند نه! اونا فرار نمی کنن....
هر اتفاقی بیفته ریشه ما تو این خاکه... جایی نمیریم... حتی اگر مارو بسوزونن...
#اگر_امام_خمینی_نبود ما خاک نداشتیم، ریشه نداشتیم درخت نداشتیم اما تا دلتون بخواد حیوون داشتیم...
چمران۸۶