امام باقر (علیهالسّلام) فرمودند:
همانا حضرت حسین بن علی(عليهما السّلام)
در هر شب جمعه به زیارت قبر مطهر
امام حسن مجتبی(علیهالسّلام) میرفتند
" قرب الإسناد، جلد۱، صفحه۱۳۹ "
@chamran_86
حالا که دیگر رسته از رنج و بلا رفتی
آیا بگو بعد از شهادت، کربلا رفتی؟
@chamran_86
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امام زمان و دعا برای ظهور کجای
حاجات و آرزو های ما قرار داره ؟!
دعا که مفته هزینهای برات نداره
• #سید_علی_صادقی
@chamran_86
🔹مراسم هفتگی ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۳🔹1_17723066128.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
رمضان است و بهترین فرصت
گفتم اسم تو با زبان روضه ..
#محمدرضا_فتوحی
@chamran_86
کربلایی امین قدیم - هیئت حسن جانم 1403/2/26 AudioCutter_naghme (5).mp3
زمان:
حجم:
2.5M
رسیدم باب الجواد خم شدم
پرو پرو وارد حرم شدم ..
#امین_قدیم
@chamran_86
_chamran_
هر طور می پسندی بشکن دل گدا را... #حسین_بختیاری @chamran_86
هر چه شکسته تر شد دل بیشتر میارزد..
صالحٌ بعد صالح
ای جهان کام تو
شیرین ز عسل خواهد شد
مجتبی بعد علی،
شیر جمل خواهد شد ..
@chamran_86
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پدر از میان ما رفته ولی
پسرش باز علمدار شده
#حسین_ستوده
@chamran_86
آسمان از نفس تو به تلاطم افتاد
تکیه گاه دل بیچاره ی مردم افتاد
قامت کوه فروریخته از ضربت تیغ
خون محراب به جوش آمده از قدرت تیغ
اسدالله زمین خورد و زمان ریخت بهم
یک نفر گفت که ارکان جهان ریخت بهم
آمده تا که حسن باز عصایی باشد
خستگی های تو را بلکه دوایی باشد
باورم نیست به جانت رمقی دیگر نیست
اینکه پایش به روی خاک کشد حیدر نیست
نغمه ی فزتُ و ربِّک چه پیامی دارد
حرف آزادی مظلوم امامی دارد...
که پس از واقعه کوچه خوشی دید؟ ندید
داغ سی ساله ی زهرا به روی شانه کشید
بعد زهرا به لبش خنده ندیده ست کسی
آه از روی لبش خشک نگشته نفسی
استخوان در گلو و خوار به چشمانش بود
داغ زهرای جوان یکسره در جانش بود
یک نفر خسته به دیدار خدا می آید
تیغ بر فرق علی مثل دوا می آید
#حسن_کردی
@chamran_86
در گزارشی پیرامون ضربت خوردن امیرمؤمنان-علیهالسلام- آمده است:
جناب امیر-علیهالسلام- فرمود:
گلیمی بیاورید؛ مرا بخوابانید؛
اطراف گلیم را بگیرید؛ مرا به خانه ببرید.
گلیم را آوردند.
حضرت را در گلیم خوابانیدند.
یک سر گلیم را امام حسن-علیهالسلام-،
و یک سر گلیم را امام حسین-علیهالسلام-
به دوش کشیدند.
از مسجد رو به خانه مردم از عقبِ سر
آمدند تا مُحاذیِ درِ خانه.
جناب امیر-علیهالسلام- فرمودند:
گلیم را روی زمین بگذارید و
زیر بغلم را بگیرید.
عرض کردند: شما حالی ندارید!
فرمود: چنین است؛ ولی دخترم، زینب،
عقبِ در آمده، نگاه می کند.
دلم برای او می سوزد!
می خواهم مرا به این حالت نبیند!
" جامع النورین، سبزواری، صفحه۲۱۷ "
@chamran_86