eitaa logo
_chamran_
269 دنبال‌کننده
326 عکس
914 ویدیو
19 فایل
چه زیباست که در این موهبت بزرگ الهی که نامش غم و درد است،شیعه تمام عیار علی شدن .. { آقا مصطفی } راه ارتباطی با مدیر 👈 @chamran_6 ناشناس👇 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1h76rsz&btn=برقرار
مشاهده در ایتا
دانلود
سلامِ ذات خدای کریم ها به حسن سلامِ جمله ی انوار انبیا به حسن هر آن کسی که بدون حساب بخشش کرد بدان که وقت کرم، کرده اقتدا به حسن به وقت کُشتیِ او با حسین فهمیدم چه مهر و عاطفه ای داشت مصطفی به حسن ندید غیر محبت، ندید غیر کرم همان کسی که فقط داد ناسزا به حسن زمان سختی در معرکه فقط خوش بود خیال و خاطر مولایِ لافتی به حسن مدینه شهر نبی بود و او عزیز رسول کسی نکرد در آن شهر، اعتنا به حسن به پول، لشگرش او را معاوضه کردند نداشت هیچ کسی ذره ای وفا به حسن فقیر شهر سر سفره اش عزیز شد و چه حرف های بدی گفت بی حیا به حسن رسید محضر او پیر مرد ملعونی چشاند زهر جفا با نوک عصا به حسن تمام داغ حسن، ماجرای یک کوچه است چه ها گذشت در آن کوچه، سال ها به حسن غریب کیست؟ کسی که به خانه مظلوم است نکرد همسر او هم به جز جفا به حسن اذان شد و دم افطار آمد و جعده رسید تا که دهد ظرفِ زهر را به حسن میان طشت، غم و غربتش نمایان شد رسید از همه ی روضه ها چرا به حسن؟! کسی به ناله ی او اعتنا نخواهد کرد مگر حسین بیاید دهد جواب حسن چمران۸۶
هدایت شده از امیرحسین ثابتی
اگر برای سفر به کربلا در ایام ‎ تردید دارید، پیش خودتان به این سه سوال پاسخ دهید و بعد تصمیم بگیرید: یک. امسال (۱۵ شهریور) هوا گرم تر است یا سال بعد (۴ شهریور)؟ دو. مطمئن هستید که سال بعد راه کربلا باز است و حتما می شود به عراق رفت؟ سه. مطمئنید که تا سال بعد زنده هستید؟ @Sabeti
گرچه تقدیرِ دل این شد به حرم تا نرود تو حسینِ همه‌ای هرکه رود یا نرود تو حسینِ همه‌ای صحبت خوب و بد نیست آنکه رود است محال است به دریا نرود تو حسینِ همه‌ای بارشِ باران و نسیم اَبر اَبر است ندیدیم به هرجا نرود تو حسینِ همه‌ای ، در دلِ هر دلشوره پشتِ هر بغض که می‌گفت مبادا نرود نه فقط آنِ همانی که حرم را دیده آنِ آنکه قدمی سوی تو  حتی نرود نه محال است محال است محال است حسین پیشِ جامانده از این جاده‌ی زیبا نرود پیش آن مرد که در گوشه‌ی بیمارستان کنج شش گوشه برایش شده رویا ، نرود پیش آن مادرِ پیری که ندارد پایی که قدم را بگذارد دل صحرا ، نرود پیش سجاده‌ی آن مادرِ نابینایی که نشسته به دلش داغِ تماشا ، نرود یا که در وقت گرفتاری آن مردی‌که ارمنی است ولی عاشقِ سقا ، نرود یا به دیدارِ جوانی که گرفتار شده هیچ‌کس نیست به دادش برسد تا نرود یا به دادِ دل آواره‌ی  معتادی که چاییِ روضه چشیده است به لبها ، نرود پیش آن لاتِ جوانی که زمین‌گیرش کرد پدری پیر و زمین‌گیر .... که حالا نرود پیش آن محتضری که به نفس اُفتاده تا حسینش نرسیده  است زِ دنیا نرود فاصله نیست میان حرمت با دلها تو حسین همه‌ای هر که رود یا نرود سخت آن نیست که پا رنجِ بیابان بکشد سخت آن است که مجنون سوی لیلا نرود هرکه اُفتاد به این راه پس از آن حس کرد مُردن آسان‌تر از آن است که آنجا نرود گرمی روزِ نفَس سوز و تب و تاول پا اینهمه عشق که  از خاطرِ زهرا نرود آنکه خرج سفر یک دو نفر را داده دست خالی دمِ مرگش تک و تنها نرود هرکه هرجاست به دنبال طبیب است طبیب هرکه اینجاست به دنبالِ مداوا نرود سفرم را سرِ تو با همه قسمت کردم به خصوص آنکه به من گفت که هرجا نرود ما نرفتیم به جایی و به مولا سوگند که حسین است و بهشتی است که بی ما نرود.... کربلا سخت شلوغ است بیا شام رویم تا عقیله به سوی علقمه تنها نرود بارِ خود بسته و محمل به زمین است ولی بی سه‌ساله چه کند آه روَد یا نرود به لبش بود دعا کاش پس از این با سر بغل دخترکی ، سر زده بابا نرود می‌رسد کرببلا قافله‌ای پاشیده که بجز آه  زِ لبها به ثریا نرود زینب از ناقه زمین خورد همه اُفتادند آنکه بالا به جز از زانوی سقا نرود زینب است و روی زانو بدنش را می‌بُرد نذر کرده است به گودال که با پا نرود نوزده طفل از این قافله جامانده چرا... گفت از شام ، کسی کاش به آنجا نرود دید با مشک سکینه است دعایش این شد برود هر طرف و علقمه اما نرود همه‌اش فکر رُباب است حواسش جمع است به سرِ تربت خالیِ علی تا نرود بستری نرم‌تر از سینه‌ی بابایش نیست هیچ جای دگر این کودکِ زیبا نرود یادش اُفتاد از این خیمه به آن خیمه دوید که حرامی به سوی دختر نوپا نرود پیکری دید ولی مزرعه‌ی نیزه شده حق بده اینهمه سرنیزه به یکجا نرود عاقبت پیش حسین  آمد و عریانش دید... دست خالی کسی از غارتِ آقا نرود می‌زدندش برود شام ولی فهمیدند تا که بوسه نزند بر روی رگها نرود... چمران۸۶
پینهء پیشانیِ حاصل ز سجده غبطه خورد بر جراحات کف پای محبّان حُسین چمران۸۶
Mohammad JnamiMohammad Jnami - Navaye Hossein.mp3
زمان: حجم: 1.9M
نوای امسال اربعین که واقعا عالی بود 👌💔 چمران۸۶
شکوه شیون داغ جوانم اوج ها دارم تشرفخانه اشک یتیمم خاک پا دارم سلامت می چکد از هر شکستم، کامل النقصم زبانی لال و قدر نه فلک دانگ صدا دارم ز یک سو زینب باطن کشد وز سوی دیگر شمر حسینی غرق خون در سینه ای چون کربلا دارم خیال است این که معنی هر کسی را ره دهد بر خود ذلیل بارگاه قدس اویم، کبریا دارم چمران۸۶
نامش به حرف آرد مرا گر لال هم باشم پا میشوم از جا مریض احوال هم باشم خوشحال هستم که برایش سخت گریانم بایداز این گریان شدن خوشحال هم باشم در هیأت هر کاری بخواهد میکنم یعنی من در صفا هستم اگر حمّال هم باشم آقا به خدامش نگاه ویژه ای دارد او خواسته تا ده شبِ امسال هم باشم حتی بنرهای محرم شاهدم هستند که روضه گرد روضه ی خلخال هم باشم زینب صدازد که چگونه لحظه ی غارت درخیمه هم باشم سپس گودال هم باشم چمران۸۶
روزی که رفتم از مدینه محترم بودم.. عباس و اکبر داشتم بی درد و غم بودم دور از نگاه این و آن پرده نشین بودم من کعبه آل علی روی زمین بودم دور و برم بودند بانو ها و دخترها بار شتر بودند چادر ها و معجرها قد فلک کوتاه بود از دوش من آری.. جای رقیه بود در آغوش من آری.. روزی که رفتم روزگارم حال بهتر داشت زینب میان این مدینه شش برادر داشت امروز برگشتم شکسته پیر آشفته برگشته ام با روضه های داغ و ناگفته من در میان هلهله گودال را دیدم جنجال را دیدم تنی پامال را دیدم هرناله ای که می‌زدم بی سود و حاصل بود موی حسینم در میان مشت قاتل بود این زینبی که آمده آزارها دیده سخت است اما کوچه و بازارها دیده این زینبی که آمده قامت کمان بوده بعد از حسین هم صحبت شمر و سنان بوده زخم دل بی تاب من خیلی نمک خورده آه ای مدینه زینبت خیلی کتک خورده بی احترامی ها به من در هر مسیری بود بر قامت دخت علی رخت اسیری بود بین نگاه صد حرامی رفته ام ای وای بزم می اوباش شامی رفته ام ای وای چمران۸۶
چقدر دغدغه داری وصال سر برسد؟! دوباره یار سفر کرده از سفر برسد چقدر دغدغه داری که روسفید شوی؟! به حد وسع برای فرج مفید شوی چقدر بهر دفاعش قلم به دست شدی؟! چه روزها که فقط منفعت پرست شدی چقدر از غمش افتاده ای به کم خوابی؟! زمان پیری ات آمد هنوز هم خوابی چقدر محضر او دیده ی تر آوردی؟! ادای منتظران را فقط دراوردی بیا به کار بیاییم انحطاط بس است عمل کنیم، که بازی با لغات بس است بیا که مونس شبهای خلوتش باشیم به‌ جای ننگ شدن باز زینتش باشیم بیا که تا نفسی هست دم ز او بزنیم به جای مردم دنیا به یار رو بزنیم بیا که جز درش از هر دری جدا باشیم کنار او همه راهی کربلا باشیم خدا کند که بسوزیم و  آه.. گریه کنیم بخواند او همه تا قتلگاه گریه کنیم بخواند از بدنی که به بوریا مانده  که داغ او به دل اهل روستا مانده چمران۸۶