6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گردن بگیر مارا جان رقیه سادات
گرچه نداشتم من چیزی به غیر زحمت
#حسین_بختیاری
چمران⁸⁶
ستوده |heiran128محفل_عزاداران_حضرت_زهراُسشاهرود_11.mp3
زمان:
حجم:
6.6M
تو اون آغوش گرمی
که پناهِ گریههامی:)
#حسینستوده
چمران⁸⁶
پروانه زادهایم که با سوختن خوشیم
ما کوچ کردهایم ولی با وطن خوشیم
ما از طُفیلیِ گِلِ یاریم هرکجا
خیمه زدیم اگر، به هوای قرَن خوشیم
ایل و تبارِ عشق به یک ریشه میرسد
آئینهی همیم که با خویشتن خوشیم
از هرچه نعمت است به ما بهترش رسید
با یک حسین عاشق و با دو حسن خوشیم
عطرِ نجف که میوزد آواره میشویم
تقصیرِ ما که نیست فقط با وطن خوشیم
آوارهایم مثلِ اویسِ یمن شدیم
شکرِ خدا هلاکِ دو جانمحسن شدیم
تنها زمینِ جلوهی تو سامرا که نیست
عالم پُر است از تو و نورت کجا که نیست
گفتیم جان حسن به تو ، زهرا جواب داد
فرقی میان عسکری و مجتبی که نیست
در ناکجای عالمی اما خوشیم که...
از تار و پودِ ما غمِ عشقت جدا که نیست
گفتند تو کریمی و چیزی نخواستیم
غیر از خودت که حاجتِ ما جز شما که نیست
تا با توایم آنچه که دارید مال ماست
پیشِ کریم صحبت این حرفها که نیست
با دستِ تو بساطِ کرَم جور شد حسن
تنها گدای سامره مشهور شد حسن
عاشق شدیم عاشق کشور گشاییات
ما را رها نمیکند این دلرباییات
ای کودک مدینهی زهرا ، جهان بساز
قربانِ پنجههای شگفت خداییات
ای یازده حسین و حسن یازده علی
در کِسوَت کرامت و بی انتهاییات
فصل انار آمده و چیده فاطمه
تا تر شود دوباره لبِ مجتباییات
آوردی از حجاز پِیِ خویش قبله را
تا دل بَری به جاذبهی سامراییات
با نورِ تو تبسم مادر به ما رسید
از مهرِ فاطمه دوبرابر به ما رسید
هرچند نیست از من و از ما قلیلتر
نشنیدهایم از تو و ایلت جلیلتر
آبِ قلیل آمده دریا شدیم زود
تا کامِ ما شد از لبِ این سلسبیلتر
پشت درت هرآنکه گدا شد بزرگ شد
دور از تو هرکه سربههوا تر ، ذلیلتر
گنجشکهای پرسه زنی صبح آمدیم
وقتی که پر زدیم ز همه جبرئیلتر
این حال عشق چیست که تا گفتهام حسن
این چشم میشود همه شب بی دلیل ، تر
فیض حدیث توست که عاشق ترین شدیم
از زائران دربهدرِ اربعین شدیم
کوچاندهای قبلهی ما را به سامرا
باید ندید غیرِ خدا را به سامرا
راهی دراز آمدهایم از مدینه که
بر رُخ کشیم خاک شما را به سامرا
طعمِ اجابت تو چشید آنکه پیشِ تو
بالا گرفت دستِ دعا را به سامرا
تو زائرت حسین و اباالفضل و زینب است
ما دیدهایم کرببلا را به سامرا
سردابت آمدیم ندیدیم یارِ خود
گشتیم در پیاش همهجا را به سامرا
ما را که کُشت زخمِ بلاهای غیبتش
ما را سفارشی تو بفرما به حضرتش
ما شیعهایم شیعه اگر امتحان شود
آری زمان زمانِ امامِ زمان شود
فرموده است فاطمه اَلجارُ ثُمَّ دار
باید که غزه غصهی ایرانیان شود
اسلام سخت ریشه دوانده به خونِ ما
این سرزمین به خونِ جوانان جوان شود
رسوا شوند جمع مسلمان فروشها
وقتی که پشتِ بی طرفیها عیان شود
محکم بایست مسجدالاقصی که زودِ زود
غزه دوباره صاحبِ این آستان شود
ای کاخِ ظلمِ سُستتر از تارِ عنکبوت
چیزی نماده است که طوفان عیان شود
صهیون بمیر ، وعدهی حق است یک کلام
ما میرسیم تا که بمیرید والسلام
#حسن_لطفی
#شعر_ولادت_امام_حسن_عسکری
چمران⁸⁶
_chamran_
یا ضامن آهو💔 چمران⁸⁶
هر كه یك دفعه سر این سفره مهمان می شود
مور هم باشد اگر روزی سلیمان می شود
سر به زیر انداختن ذاتش توسل كردن است
دردها در این حرم ناگفته درمان می شود
این كریمان لطفشان هر چند آماده ست، لیك
نام مادر كه وسط باشد دو چندان می شود
ما پدر را خواستیم و از پسر خیرش رسید
در رجب ها كاظمین ما خراسان می شود
نیستی پیغمبر اما ظاهراً پیغمبری
هر كه می بیند تو را، از نو مسلمان می شود
نسل موسایی تو طبع مسیحا داشتند
یك نفر از آن همه پیر جماران می شود
این دلِ ما، سینه ی ما، عرش ما، حتی بهشت
هر كجا موسی بن جعفر نیست زندان می شود
نیستم آهو ولی سگ هم به دردی می خورد
لااقل یك گوشه از صحنت نگهبان می شود
#علی_اکبر_لطیفیان
چمران⁸⁶
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من کجا
شام کجا
زینب بی یار کجا 💔
#وفات_حضرت_معصومه
چمران⁸⁶
_chamran_
من کجا شام کجا زینب بی یار کجا 💔 #وفات_حضرت_معصومه چمران⁸⁶
ای سایه ی بالا سرِ خواهر، برادر!
ای جانِ از جانِ خودم بهتر، برادر!
خواهر همان احساس مادر بر برادر
دارم برایت می شوم مادر، برادر!
ای سوره چشمی بر منِ آیه بیانداز
یعنی نگاهی هم به همسایه بیانداز
یك بارِ دیگر بر سرم سایه بیانداز
بر خواهرانش سایه دارد هر برادر
چیزی به غیر از چشم تر دارم، ندارم
از گوشه ی زندان خبر دارم؟ ندارم
اصلاً نمی دانم پدر دارم-ندارم
دیدم كمالاتِ پدر را در برادر
از جانب زُلفت صبایی می فرستی؟
با التماس من دعایی می فرستی؟
دارالشِفای من دوایی می فرستی؟
افتاده ام در گوشه ی بستر، برادر!
این جا مسیرِ كوچه ها خوب است خوب است
وقتی نگاهِ مردها خوب است خوب است
حالا كه احوالِ رضا خوب است خوب است
از بس فنا گردیده ام من در برادر
در كوچه ها با حالِ بیمارم نبردند
وقتی رسیدم، سمتِ بازارم نبردند
این معجری را كه سرم دارم نبردند
این جا چه شأنی دارد این معجر، برادر!
ای كاش مرغی را كسی بی پَر نبیند
جسمِ برادر را كسی بی سر نبیند
هر كس ببیند كاش كه خواهر نبیند
افتاده روی تلِّ خاكستر برادر
نه تو جسارت دیده ای نه من جسارت
نه تو اسارت دیده ای نه من اسارت
نه تو به غارت رفته ای نه من به غارت
پس ما دو تا قربانِ آن خواهر-برادر
با نیزه ای تا شاه را از حال بردند
یك یك تماماً رو سوی اموال بردند
هر آن چه را كه بود در گودال بردند
تسبیح، عبا، عمامه، انگشتر، برادر!
#وفات_حضرت_معصومه
#علی_اکبر_لطیفیان
چمران⁸⁶