04 (14).mp3
زمان:
حجم:
10.1M
همیشه رو لب هام با ناد علی ناد اباعبدالله ✋❤️
#محمد_رضا_فتوحی
چمران⁸⁶
فتوحی |heiran12815.mp3
زمان:
حجم:
7.2M
وسط غربت،وسط نابلدی
وقتی منو نفهمیده هیچ احدی
کاش یه نشونی ازت داشتم حسین..
میومدم یکم باهام حرف میزدی:)
#محمدرضافتوحی
چمران⁸⁶
کـربلایی امین قدیم،ایام فاطمیه.m4a
حجم:
7.5M
من ازت خاطره دارم
خاطره چیز کمی نیست...💔
#امین_قدیم
چمران⁸⁶
در خواب دیده ام که در آورده پر، تنت
افتاده پیش قافله ها چون خبر، تنت
گفتی انار خواسته ای، ای به روی چشم
دل خون شد و نشست به پای شجر، تنت
در دل به فکر پختن نانی هنوز هم
تب میدمد ز پوست چسبیده بر تنت
چشمت که سرمه خُور شد و با من سخن نگفت
گرچه زبان شده است کنون سر به سر، تنت
برداشت سنگ قبر نبی را گلاب ناب
از بس که رفته بر سر قبر پدر، تنت
هر روز قدری از بدنت آب میشود
بگرفته مخفیانه مسیر سفر، تنت
بیهوده نیست گردن تو رگ به رگ شده
بالش بلند ماند و شده مختصر، تنت
نیمی ز زندگی سر دست تغافل است
این نیمه جان ازوست اگر مانده در تنت
نوروز در لباس تو ثبت مکرر است
لاله دمیده است ز سر تا کمر، تنت
ترسم به ناله ات سر زخم تو وا شود
آرام گریه کن که نگردد خبر، تنت
نم دار گریه کن فقط از دل فغان نکن
ترسم به پا کند شرری از جگر، تنت
شور نشور از مژه ات آب میخورد
در لرزه آمده است از این چشم تر، تنت
#محمد_سهرابی
چمران⁸⁶
وقتی بگو بخند تو در خانه جا نشد
لفظ بیا ببند به زخمت دوا نشد
صبح دراز تو سر مغرب شدن نداشت
مویت سفید گشت و رفیق حنا نشد
قدری غذا بخور جگرم ریش ریش شد
شاید که ماندی و سفرت از قضا نشد
در خانه روسری به سرت قاتل من است
قتل کسی به پارچه ای نخ نما نشد
قحط طبیب شرم علی را مضاف کرد
قحطی چنین پُر آب عیان هیچ جا نشد
جان خودم قسم که همین چند روز پیش
گفتم که کج کنم سر این میخ را نشد
پهلوی و روی موی و وضوی جبیره ات
چون من بساط قتل کسی رو به را نشد
#محمد_سهرابی
چمران⁸⁶
هدایت شده از هیأت مکتب الشهداء
🏴مـراسم عزاداری شهادت حـضرت زهرا(سلـام الله علیـها)
.
• اگر چه فاطمه در بین دود و آتش سوخت
• به شیعه درس جهاد و مقاومت آموخت
.
🗓ایام فاطمیه دوم
از پنجشنبه ۲۳ آذر الی یکشنبه ۲۶ آذر
ساعت شروع مراسم: ۲۰:۰۰
🏴آدرس: نسیم شهر، خیابان شهدا (سوم)
مسجد امام حسن مجتبی(ع)"مصلی قدیم"
هیأت مکتب الشهداء
(رهروان امام و شهدا)
🔻🔻🔻
✅ @maktaboshohada_info
شبیه شمع چکیدن به تو نمی آید
و مرگ را طلبیدن به تو نمی آید
خودت بگو که مگر چند سال داری تو
جوانِ شهر، خمیدن به تو نمی آید
هزار بار نگفتم نیا به دنبالم
میان کوچه دویدن به تو نمی آید
فقط بلند مشو چون که زود می افتی
بدون بال پریدن به تو نمی آید
تلاش کن که دو چشمی مرا نگاه کنی
چنین ندیدن و دیدن به تو نمی آید
چه خوب بود فقط گوشواره می افتاد
چه کرده اند شنیدن به تو نمی آید
تکان نخور قفس سینه ات تکان نخورد
نفس بلند کشیدن به تو نمی آید
بمان که دخترمان را خودت عروس کنی
به آرزو نرسیدن به تو نمی آید
چه با دو دست رئوفانه ات ، چه با یک دست
بباف پیرهنت را، حسین منتظر است
#علی_اکبر_لطیفیان
چمران⁸⁶
میان این در و همسایه پشت پا خوردی
حلال كن سر من ضربه بی هوا خوردی
ببخش قلب صبورت شكست فاطمه جان
ببخش كوه غرورت شكست فاطمه جان
همينكه حرمت نورت شكست فاطمه جان
به كوچه تنگ بلورت شكست فاطمه جان
چقدر فكر منى فكر اين پرت هم باش
به فكر موي پريشان دختر هم باش
تورم دهنت حرف کربلا میزد
به زینب و حسنت حرف کربلا میزد
نظر به پیرهنت حرف کربلا میزد
شمارش کفنت هم حرف کربلا میزد
چه شانه ای دم آخر زدی تو مویش را
چه قدر بوسه زدی گودی گلویش را
عزيز كرده تو كربلا سنان هم خورد
ميان معركه او سنگ بى امان هم خورد
كنار نعل، لگدهاى اين و آن هم خورد
حسين تشنه لبت نيزه از دهان هم خورد
حسين تو ته گودال رفت و گير افتاد
كفن نداشت و روى تنش حصير افتاد
#محمد_جواد_پرچمی
چمران ⁸⁶