شانزده سال باهم کار کردند...
بیشتر از آن باهم رفاقت.
این ریش ها را باهم کنار موشکها سفید کردند.
دو روز که همدیگر را نمیدیدند، دلشان برای هم تنگ میشد.
خانههایشان کنار هم بود. تازه از سرکار که برمیگشتند یک دور هم توی کوچه باهم قدم میزدند و حرف میزدند!
چه رفاقتی بود بینشان که تا بهشت هم ادامه دار شد؟
حالا هم حتما دوتایی کنار آقای شهید فرماندهی میکنند و جنگ را اداره میکنند.
حاجی دستور شلیک میدهد و حاج محمود میزند و صدای مردم توی خیابان در عرش هم پخش میشود:
بزن که خوب میزنی!
قطعا فاتحههای ما هم خوشحالشان میکند.😊
#شهیدامیرعلیحاجیزاده
#شهیدمحمودباقری
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سربلندی امروز جبههی مقاومت، مدیون تلاش و ایمان و ایستادگی آدمهایی مثل شهید حاجمحمودباقری است.
چَمروش
راوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran
هواپیمای فرماندهان نیرو که سردار حاجیزاده هم داخلش بود، همراه با جبههی تگرگ و طوفان وحشتناکی به تهران رسیدند. روی باند، به ارتفاع پنج سانتیمتر تگرگ نشسته بود. خلبان هواپیما اعلام کرده بود کنترل هواپیما از دستش خارج شده است. من فرمانده رده عملیات هوایی نیرو بودم و داشتم قالب تهی میکردم؛ اگر اتفاقی برای آن هواپیما میافتاد...؟ حتی تصورش هم برایم ترسناک بود.
ایستاده بودم توی برج مراقبت و به کمک بقیه سعی داشتیم خلبان را آرام و راهنمایی کنیم. هرچه ذکر بلد بودم توی دلم خواندم و بالاخره با کمک خدا توانستیم هواپیما را روی باند بنشانیم.
لحظهای که درِ هواپیما باز شد، اولین نفر از پلهها بالا رفتم. همه فرماندهان وارفته و به صندلیها چسبیده بودند. باعجله رفتم داخل کابین خلبان. دیگر رنگ توی صورتش نبود. دیدم آقای حاجیزاده پشت صندلی ایستاده و مشغول ماساژ دادن شانههای خلبان است. با شوخی و خنده میخواست روحیهاش را برگرداند.
سردار خیلی شجاع بود.
#سردارشهیدامیرعلیحاجیزاده
🚀چَمروش
راوی رشادتهای هوافضا
https://ble.ir/chamrosh_iran
https://eitaa.com/chamrosh_iran