eitaa logo
چَمروش؛ راوی اقتدار موشکی
697 دنبال‌کننده
187 عکس
129 ویدیو
0 فایل
چَمروش؛ پرنده‌ای اساطیری است که در قله البرز زندگی می‌کند. او مسئول نابودی دشمنان ایران است. این‌جا خرده‌روایت‌های مستندی از قهرمانان هوافضای ایران می‌خوانید.
مشاهده در ایتا
دانلود
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا می‌توانست آن شب برود خانه. وسط جنگ بود. توی پادگان دراندشت دنبال کارها بود که با موتورش خورد زمین. نه اولین بارش بود که موتور سوار می‌شد و نه بهانه‌ای برای زمین خوردن وجود داشت. ابر و باد و مه و خورشید و فلک تصمیم گرفته بودند این اتفاق بیفتد. پاهایش آسیب دیده و‌ کمی زخم شده بود. توی درمانگاه کمی سرپا شد. دکتر گفت:« امشب رو برو خونه و‌ استراحت کن.» لبخندی زد و گفت: «من خونه برو‌ نیستم. امشب شهید می‌شم دکتر!» ماند و شهید شد. شهید حسین قربانی چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا «حمام یک ثانیه» کارم شده بود دستمال خیس کردن. بچه‌ها در هروله و رفت و آمد بودند. شرایط کار سخت بود. گرمی هوا هم قوز بالا قوز شده بود. لباس‌ها چسبیده بود به تن‌شان. حمام کردن هم که در آن شرایط معنی نداشت. تنها کاری که از دستم بر‌می‌آمد این بود که دستمال خیس کنم و تند و تند، همین‌طور که در رفت‌ و آمد بودند بکشم به بدن‌هایشان. همان ذرات آب هم غنیمت بود و خنک و سرحال‌شان می‌کرد. ◇صحنه‌هایی از رشادت‌های مردان هوافضای سپاه پاسداران◇ 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا 🌱بیست و سوم خرداد قرار عقدش را گذاشته بودند.بعد از اعلام آماده باش آمده بود سرکار. هرچه‌ مرتضی بهش گفت:« امروز برو خونه کارهای عقدت را انجام بده بعد بیا» گوشش بدهکار نبود. می‌گفت:« عقدمون ساعت شیشه، هنوز کلی وقت هست تا اون موقع.» ساعت پنج بود که با کلی قسم و آیه راضی‌اش کردیم برود. 🍃ساعت نه شب بود، بین بچه‌ها کسی به‌ چشمم آشنا آمد. دقت که کردم دیدم امیرحسین است. عقد را که خوانده بودند، برگشته بود سر کار. داماد تونلی ندیده بودیم که دیدیم. ◇صحنه‌هایی کوتاه از رشادت‌های مردان هوافضای سپاه پاسداران◇ 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
ا┄┅═❁﷽❁═┅┄ا فرمانده درجه یکی بود. از آن‌ها که جانش برای نیروهایش در می‌رفت. با اینکه یک بار به خاطر اشتباه آن‌ها توبیخ شده و ارتقا درجه‌اش به تعویق افتاده بود اما ناراحت نبود. هر کس می‌پرسید پس کی سردار می‌شید؟ با خنده می‌گفت: « حالا حالاها نمی‌تونید سردار صدام کنید. » روز هفتم هشتم جنگ بود که شنید پایگاه‌شان را اسرائیل زده و چند نفر از نیروهایش زیر آوار مانده‌اند. برای ماموریتی رفته بود جایی و کیلومترها از آنها فاصله داشت. نفهمید خودش را چه‌طوری به محل واقعه رساند. نصف راه را با اتوبوس رفت و بقیه‌اش را با ماشین و کمی از راه را هم پیاده رفت. ساعت‌ها ایستاد بالای تل آوار و با تجهیزات حرارتی دنبال جسم نیمه‌جان بچه‌هایش گشت. ولی خدا برایشان جدایی نخواسته بود. پهپاد‌های اسرائیل از راه رسیدند و سردار یاسر بنی‌اسد کنار نیروهایش به شهادت رسید. 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
امروز خوش‌روزی بودیم و مهمون یه خونه‌ی نورانی شدیم. خونه‌ی شهید مهدی شعبانی. البته مادر و پدرشون گفتن از هشت سالگی حاج‌مهدی صداش می‌کردن!😬😳 از وقتی که رفته حج عمره نه فقط پدر و مادر، کل فامیل و همسایه‌ها هم حتی مقید بودن اون حاج اول اسمش رو بگن☺️😅 🚀چمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حاج مهدی از بچگی یه آرزو داشته! ببینید. (یعنی دوتا رو این‌جا می گه ولی اولی‌ش براش مهم‌تر بوده.) چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
بله حاج مهدی به آرزوش رسید و از این دوره یکساله‌های حفظ رفت و حافظ کل شد. مامانش می‌گفت تو اون دوره روزی چهار پنج ساعت باهم قرآن می‌خوندیم.🥲 😒 🚀چَمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
به جز قرآن حاج مهدی تو چندتا ورزش هم پیشرفت کرد. تو شنا و تنیس روی میز و بسکتبال. شاید به خاطر بسکتبال بود که قدش یک و نود شده بود. چَمروش🚀 راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
از هجده سالگی که این قول رو به خدا داده بود با همون قد ۱۹۰ و هیکل ورزشکاری خم می‌شد و کف پای مادر و پدرش رو می‌بوسید. 🚀چَمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
مسجد محل‌شون فعال بود و رشته علوم‌قرآنی دانشگاه ادیان و مذاهب قبول شد و کلی شاگرد قرانی داشت. 🚀چَمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
اما یه دیدار اتفاقی با سردار حاجی‌زاده سرنوشتش رو عوض کرد و باعث شد بره هوافضا.😎 🚀چَمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran
البته شاید اون دیدار اتفاقی بود، ولی انتخاب این شغل برای حاج مهدی با فکر و انگیزه‌ی مشخص انجام شد. 🚀چَمروش راوی رشادت‌های هوافضا https://ble.ir/chamrosh_iran https://eitaa.com/chamrosh_iran