🌸 بسم الله الرحمن الرحیم 🌸
⏰ اصلاً نمیآمد ⏰
🌷 شهید صیاد شیرازی 🌷
📺 دختر ایشان: حسرت به دلم مانده بود یک بار بابا بیاید بنشیند کنار ما و تلویزیون نگاه کند. اصلاً نمیآمد. ما مینشستیم پای تلویزیون و نگاه میکردیم. برنامههای جورواجور، فیلم، کارتون، سریال، همهچی ولی بابا نمیآمد. یک بار رفتیم دستش را گرفتیم آوردیمش پای تلویزیون؛ به زور.
📺 کلی قربان صدقهاش رفتیم «بابا، ما میخوایم شما پیش ما باشید، با هم باشیم. یکی دو دقیقه هم برای ما وقت بگذارید، بیایید بنشینید کنار ما آخه.» به زور همین حرفها آمد نشست. چه نشستنی، انگار روی میخ نشسته باشد. یک ربع نشست، طاقت نیاورد بلند شد.
📺 به من و مهدی و مامانم گفت: «ببخشید، نمیخوام ناراحتتون کنم، ولی وقتی میشینم پای تلویزیون، انگار وقتم داره تلف میشه. باید اون دنیا جواب بدم که وقتم رو برای چی صرف کردهام. نمیتونم بشینم و این برنامه رو نگاه کنم. میشه من برم.»
#داستان_تربیتی
#تربیت_عملی
📚 خدا میخواست زنده بمانی
🏴 بسم الله الرحمن الرحیم 🏴
🍃 آیت الله شاه آبادی 🍃
🏔 فرزند ایشان (حاج آقا نصر الله): ... آن ایام «علی اصغر حکمت» - که ما از او تعبیر به «نکبت» میکردیم – وزیر معارف بود. در آن دوره وزارتخانه برای مدارس برنامههای خاصی تعریف کرده بود که الزاماً باید در مدارس اجراء میشد. یکی از درسهای ما درس موسیقی بود که سر کلاس آلات موسیقی مانند ویولن میآوردند و آموزش میدادند.
🏔 ما با این درس مخالف بودیم ولی مرحوم والد از این درس خبر نداشت. به یاد دارم روزی استاد نُتش را روی تخته کشید و قدم زنان به سمت آخر کلاس رفت و آمادهی شروع درس بود. چون ما روی نیمکت اول مینشستیم، دستگاه ویولن در نزدیکی ما قرار داشت. در این هنگام من از فرصت استفاده کردم و کمان را برداشتم و خیلی محکم روی سیمهای ویولن کشیدم.
🏔 ناگهان صدای بلندی کرد و تمام سیمهایش از هم پاره شد. استاد با اضطراب جلو آمد و بعد از کلی دعوا آن را برداشت و به سمت اتاق مدیر رفت و به او شکایت کرد. از آن روز به بعد درس موسیقی تعطیل شد و وقتی مرحوم والد خبردار شدند، بسیار ابراز خوشحالی کردند.
#داستان_تربیتی
📚 حدیث نصر
🌕 به کانال کمیل بپیوندید
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
@chanel_komeil
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
https://eitaa.com/chanel_komeil