خستم عزیزِ جونم خسته ؛
از دوریت خستم
چطوری بگم خستم ؟ داد بزنم ؟ عربده بزنم ؟ خستم ، والله سلول به سلول تنم دلش بین الحرمینُ میخواد .
تموم کن این دوریو ، بخدا دلِ بی قرار ِمن صبر نداره ها . .
عمو عباس ؟ صدامو داری ؟ اصلا میشنوید این صدامو ؟ میبینید گریه هامو ؟ بیا بشمارم غمامو برات ، پناه دلِ بی قرارم . . به جز تو هیچکسو ندارم ؛
ببین منُ ، وقتش نشده؟ زمانش نرسیده ؟ دل از این شکسته تر ؟ جسم از این خسته تر ؟ روح از این شکننده تر؟ وجود از این تنها تر ؟
نمیخوای فراقُ تبدیل به وصال کنی ؟
آخر ِ شب دلم میگیره برات .
کی الان جای من داره شیش گوشتو میبوسه ؟ روی کاشیای بین الحرمین نشسته ؟ کی داره درد دل میکنه برات و توی ایرپادش' الوعده وفا دیدی گفتم میرسم به کربلا دیدی گفتم میبینم ضریحتو ' گذاشته و اشکمیریزه ؟
النَحیط ؛
معلم ریاضی ، دینیم 🛐 .
و امروز جفتشون دارن خدافظی میکنن ( : . .
دارمنمیتونمواقعا .