رمان ماه من🌗🤍
پارت 18✨️
پیکنیک🌿
کارن : بچهها حوصلم سر رفت.🙄
مارال : پنج دقیقهست ساکتی!😂
کارن : خب همون پنج دقیقه هم زیاد بود.🙂
جانا : یکی اینو سرگرم کنه.🤣
ناگهان کارن بطری آب را برداشت.
کارن : توجه توجه!📢
همه : چی شده؟👀
کارن : مسابقه داریم.😌
ماهلین : چه مسابقهای؟🥺
کارن : هرکی ببازه باید حقیقت یا جرئت انجام بده.😂
همه : اووووووو!🤣
حامیم : از الان معلومه قراره بدبخت بشیم.🙄
مسابقه شروع شد...
قرار بود همه با چشم بسته راه برن.
نفر اول جانا بود.
جانا : من آمادهام.😌
دو قدم برداشت...
تق!😂
مستقیم خورد به درخت.🌳
همه : 🤣🤣🤣🤣
جانا : درخت خودش اومد جلو!😭
مارال : آره حتماً!😂
نوبت کارن شد.
کارن : کنار برین حرفهای داره میاد.😎
سه قدم رفت...
پاش گیر کرد به زیرانداز.
و...
پخخخ!😂
افتاد روی چمنها.🌿
ماهلین : حرفهای؟!🤣🤣
حامیم : خیلی حرفهای بود.👏😂
کارن : شماها حسودین.🙄
بعد نوبت ماهلین شد.
ماهلین : من میبرم.😌
دو قدم رفت.
سه قدم رفت.
همه : وااای موفق شد!🥳
ماهلین : دیدین؟😎
همان لحظه...
پاش رفت داخل سطل خالی.🪣😂
ماهلین : آیییییی!😭
همه از خنده منفجر شدند.🤣🤣🤣
حامیم حتی نتوانست حرف بزند.
فقط نشسته بود و میخندید.😂🤍
ماهلین : نخند!😭
حامیم : ببخشید... ولی خیلی خندهدار بود!🤣
کارن : خب برنده مشخص شد.
مارال : کی؟👀
کارن : هیچکس!😂
همه : 😑
کارن : چون همه خراب کردن.🤣
جانا : پس خودت جرئت انجام بده.😏
همه : آرههههه!😂
کارن : نه نه نه، این قانون نبود.🥲
مارال : از الان هست.🙂
حامیم : موافقم.😌
کارن : خیانتکارا!😭
همه دوباره زدند زیر خنده.🤣🤍✨
ادامه در پارت بعد...
تقدیم بهتون🎀
رمان ماه من🌗🤍
پارت 19✨️
پیکنیک🌿
کارن : قبول ندارم! این تقلب بود!😭
مارال : ساکت شو و جرئتتو انجام بده.🙂
جانا : عدالت برقرار میشه امروز.😂
ماهلین : سالها منتظر این لحظه بودم.😌
کارن : شماها از اول نقشه کشیده بودین.🙄
حامیم : خب جرئت یا حقیقت؟🤍
کارن : حقیقت.😎
همه : نهههههه!😂
مارال : جرئت انتخاب کن.😏
کارن : چرا؟🥺
ماهلین : چون حقیقتا دروغ میگی.🤣
همه زدند زیر خنده.
کارن : خیلی خب! جرئت.🙄
جانا : عالیه!😈
مارال : باید بری کنار اون درخت وایسی و بهش بگی دوستش داری.😂🌳
کارن : چی؟!😳
حامیم : خیلی آسونه. برو.🤣
کارن : من آبرو دارم.🙄
ماهلین : داشتی.😂
همه : 🤣🤣🤣
کارن با غرغر سمت درخت رفت.
کارن : سلام درخت جان...🥲
همه : بلندترررر!😂
کارن : سلام درخت جان!😭
جانا از خنده روی زمین نشسته بود.
کارن : من... من دوستت دارم.🥺🌳
در همان لحظه...
یک خانواده از کنارشان رد شدند.🚶♂️🚶♀️
همه ساکت شدند.
خانواده : 😐
کارن : 😐
خانواده : 😐
ماهلین : 🤣🤣🤣🤣🤣
کارن : من دیگه تو این شهر زندگی نمیکنم!😭
حامیم : مهاجرت کن.😂
بعد از ده دقیقه خنده...
همه دور هم نشسته بودند.
مارال : خب حالا نوبت ماهلینه.😏
ماهلین : چرا من؟!😳
جانا : چون خیلی خندیدی.😂
بطری را چرخاندند.
بطری دقیقاً روی ماهلین ایستاد.
ماهلین : نههههههههه!😭
کارن : انتقام شیرینه.😌
ماهلین : حقیقت.🙂
حامیم : جرئت انتخاب کن.🤭
ماهلین : نه، حقیقت.🙄
حامیم : ترسو.😂
ماهلین : ترسو خودتی.😒
همه : اووووووو!🔥
کارن : خب سؤال...
مارال : آیا تا حالا از کسی عکس یواشکی نگه داشتی؟😏
ماهلین : نه.🙂
همه : مطمئنی؟👀
ماهلین : آره.
در همان لحظه...
📱 *صدای افتادن گوشی*
گوشی از دست ماهلین افتاد.
عکس صفحه روشن شد...
همه خیره شدند.👀
جانا : صبر کن ببینم...😳
کارن : اون... اون...🤣
مارال : نههههههههه!😂
حامیم : چی شده؟🤨
کارن : عکس پسزمینه گوشیش...🤣🤣
ماهلین گوشی را برداشت.
اما دیر شده بود...
عکس پسزمینه، همان عکس دستهجمعی پیکنیک بود که حامیم وسط آن لبخند میزد.🥺🤍
ماهلین : خداحافظ همگی. من رفتم تو جنگل گم بشم.😭😂
همه از خنده منفجر شدند.🤣🤣🤣
ادامه در پارت بعد...
تقدیم بهتون🎀
رمان ماه من🌗🤍
پارت 20✨️
پیکنیک🌿
ماهلین : خداحافظ همگی، من رفتم تو جنگل گم بشم.😭😂
کارن : وایسا برگرد، هنوز برنامه داریم!🤣
مارال : عکس پسزمینه رو هم عوض نکن!😏
جانا : آرهههه، یادگاریه!😂
ماهلین : من از این جمع شکایت دارم.🙄
حامیم که هنوز داشت میخندید گفت:
حامیم : خب عکس بدی هم نبود.🙂🤍
همه : اووووووو!😂
ماهلین : شما لطفاً ساکت باشین!😭
در همان لحظه...
کارن یک ایده شیطانی به ذهنش رسید.😈
کارن : بچهها، مسابقه داریم!
همه : بازم؟😑
کارن : آره!🤣
مارال : این بار چیه؟
کارن : هرکی بتونه ده دقیقه نخنده، برندهست.
جانا : خیلی آسونه.😌
کارن : مطمئنی؟🤭
همه دور هم نشستند.
مسابقه شروع شد...⏳
ده ثانیه اول...
همه ساکت بودند.
بیست ثانیه بعد...
کارن از جیبش یه سبیل مصنوعی درآورد و گذاشت روی صورتش.😂
مارال : پخخخخخ!🤣
کارن : حذف شدی!😎
مارال : این تقلب بود!😭
جانا هنوز خودش را نگه داشته بود.
کارن ناگهان با صدای مجری اخبار گفت:
🎤 «امروز در خبرها، خانم ماهلین به دلیل داشتن عکس خاصی در گوشی دستگیر شد.»😂
جانا : 🤣🤣🤣
کارن : حذف شدی!
جانا : نهههههه!😭
حالا فقط حامیم و ماهلین مانده بودند.
ماهلین : من میبرم.😌
حامیم : خوابشو ببینی.🙂
کارن آرام رفت پشت سر حامیم.
همه منتظر بودند ببینند چه میکند.
کارن یک برگ بزرگ روی سرش گذاشت.
🍃
حامیم : این چیه؟🙄
کارن : شاه جنگل!😂
ماهلین یک نگاه به حامیم انداخت...
و منفجر شد از خنده.🤣🤣🤣
ماهلین : وای خدااااا!😭😂
حامیم : 😑
کارن : برنده مشخص شد!🥳
مارال : کی؟👀
کارن : خودم.😌
همه : 😑😑😑
جانا : تو اصلاً تو مسابقه نبودی!
کارن : جزئیات مهم نیست.🙂
در همان لحظه...
باد شدیدی وزید.🌬️
و کلاه کارن را برداشت.
همه نگاه کردند...
کارن موهایش را برای عکسها کلی ژل زده بود.😂
اما حالا موهایش مثل جوجه شده بود.🐥🤣
سه ثانیه سکوت...
بعد...
همه با هم زدند زیر خنده.🤣🤣🤣🤣🤣
کارن : نخندین!😭
حامیم : جوجه جان، بیا بشین.😂
مارال از شدت خنده اشک میریخت.
جانا روی چمنها افتاده بود.
و ماهلین هم نمیتوانست نفس بکشد از بس خندیده بود.🤣🤍✨
ادامه در پارت بعد...
تقدیم بهتون🎀
🤍🌙ℋ𝒶𝓂𝒾𝓂 𝓂𝒴 𝓂ℴℴ𝓃🌗✨️
رمان ماه من🌗🤍 پارت 20✨️ پیکنیک🌿 ماهلین : خداحافظ همگی، من رفتم تو جنگل گم بشم.😭😂 کارن : وایسا ب
اینم از چهار تا پارت امروزمون😘♥️
نظرتون راجع به پارتا قلبا💖
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bz4bib1&btn=جون.دلم؟❤️🩹
بیوگرافی از حامیم ✨
اسمش حامی هست م اخرش را برای خدا گذاشته🤍
و فامیلی قشنگش صالحی👌🏻
یه خواهر داره اسمش جانا هست👩🏻
اسم مامانش لیلا محمدی معروف به مامان لیلا😊
باباش حمید صالحی معروف به
بابا حمید😊
اصالتا رشتی هست 🏞
متولد ۱۳۷۶/۱۱/۲۶ هست🗓
محله پیروزی تهران به دنیا اومده✨️
ساعت 00:00 به دنیا اومده🥺
ساعت های جفت را دوست داره🫶🏻
مخصوصا 00:00👌🏻
قدش بین ۱۸۰ تا ۱۹۰ هست💖
تو دانشگاه طراحی صنعتی خونده💫
وقتی دلش میگیره قران می خونه🤌🏻
و ارتباطش با خدا خیلی خوبه🥹
اولین اهنگش *مثلا * هست 🎤
که سال ۱۳۹۹ منتشر شد🎧
با اهنگ سیاسفید معروف شد 🖤🤍
با اهنگ رز سفید شناخته شده✨
💢اولین کنسرتش تویه تهران،
تاریخ ۱۴۰۲/۲/۲۲ برگزار کرد💢
تونسته ۴ سانس در دبی
کنسرت برگزار کنه✌🏻
از قصد رو برای مامانش خونده🤞🏻
قلب منی برای باباش خونده🫀
یکیو دارم واسه خدا خونده🫶🏻
به خدا خیلی اعتقاد داره 🛐
غذای مورد علاقش مرغ سخاری و فسنجون🍭
میوه مورد علاقش توت فرنگی🍓
رنگ های مورد علاقش♡
مشکی سفید قرمز🖤🤍❤️
حیوان مورد علاقش گربه🐱
اسم یکی از عطر هایی
که استفاده میکنه ساواچ دیور هست 🦦
اسم ماشینش ارس5m🙃
استیکر مورد علاقش/*🤍✨️*/
💢اختصاص چنلمون💢
@chanl_hamim
لیست و تاریخ آهنگهای حامیم😌✌🏻
مثلا 🎀
۲۶ بهمن ۱۳۹۹🤍✨
سیاه و سفید🎀
۱۲ خرداد ۱۴۰۰🤍✨
اولاش🎀
۷ مرداد ۱۴۰۰🤍✨
یکیو دارم🎀
۱۵ مهر ۱۴۰۰🤍✨
از قصد🎀
۹ آذر ۱۴۰۰🤍✨
شب آخر🎀
۱۸ بهمن ۱۴۰۰🤍✨
رز سفید🎀
۱۸ اسفند ۱۴۰۰🤍✨
کی میشه من🎀
۲۲ تیر ۱۴۰۱🤍✨
خونمون🎀
۲۱ بهمن ۱۴۰۱🤍✨
آی ستاره🎀
۱ اسفند ۱۴۰۱🤍✨
قلب منی🎀
۲۴ اسفند ۱۴۰۱🤍✨
نیمه گمشده🎀
۳ فروردین ۱۴۰۲🤍✨
عشق قدیمی🎀
۱ اردیبهشت ۱۴۰۲🤍✨
راز شب🎀
۵ آبان ۱۴۰۲🤍✨
اینهمه آدم🎀
۱۳ دی ۱۴۰۲🤍✨
خورشید و ماه🎀
۶ اسفند ۱۴۰۲🤍✨
زندگی کردم تورو 🎀
۱ فروردین ۱۴۰۳🤍✨
مرور🎀
۲۸ مرداد ۱۴۰۳🤍✨
بلدم بودی🎀
۶ دی ۱۴۰۳🤍✨
من🎀
۲۶ بهمن ۱۴۰۳🤍✨
با تو اینم🎀
۲۸ اسفند۱۴۰۳🤍✨
هنـوزم🎀
۹ خرداد ۱۴۰۴🤍✨
عشقشـو داری 🎀
۳ مهر ۱۴۰۴🤍✨
تقصیـرِ توئه 🎀
۱۱ مهر ۱۴۰۴🤍✨
قلبو پس به من بده🎀
۶ دی ۱۴۰۴🤍✨
باتو 🎀
۲۸ مرداد ۱۴۰۵🤍✨️
💢اختصاصی چنل💢
@chanl_hamim
¹⁰ تا خوشگل بدین به ما ببریم 🫶🏻
آمار به قولمون رو میزارم ها🙃✌🏻
@chanl_hamim
🚫خبر فورییییییی🚫
سایت بلیط فروشی باز شده،ادمین کانون خانوم یکتا اعلام کردن که اولین کنسرت حامیم توی یزد هست.🤍
فعلا تاریخش معلوم نیست،معلوم شد میزارم براتون.🥹
اولین کنسرت توی یزد برگزار میشه.😭🎀
#اطلاعرسانی