با اینکه به خاطر وجود مسائل خاص
در بیرجند و اطراف آن و نیاز ضروری به
حضور فیزیکی او در آن جا،
مسئولین مانع رفتنش به خط مقدم می شده اند،
ولی در عین حال به صورت پراکنده و کوتاه
چند باری عازم مناطق جنگی می شود،
و از طرفی هم ضمن پشتیبانی های تدارکاتی،
در شهر های بیرجند، قائن و گناباد،
نقش بسیار مهمی را در بسیج نیروهای مردمی
و اعزام آنها به جبهه ایفا می کند.
او تا پایان جنگ، چهار بار گرفتار
مجروحیت های سخت می گردد که
برخی ترکش های آن دوران در بدنش
به یادگارمی ماند و
نهایتا در حالی دعوت حق را لبیک می گوید
که هنوز از مجروحیت پا و کمر رنج می برده است.
پس از پایان جنگ ،
همچنان با روحیه ای خستگی ناپذیر،
در سنگرهای مختلفی مشغول خدمت به
نظام و انقلاب می شود.
نکته ای که هیچ گاه نمی شود از آن غفلت نمود،
فداکاری و ایثار همسر اوست
که چون خود آن بزرگوار می تواند
برای تمام زنانی که شوهران شان به نوعی
در حال خدمت به اسلام و انقلاب هستند،
اسوه و الگو باشد.
اجر و پاداش این زن فداکار، اگر بیشتر از اجر و پاداش شهید ناصری نباشد، قطعا کمتر هم نخواهد بود.
در واقع این زن ، هم مادر بود و هم پدر بود برای بچه ها ،
و با آگاهی و سازگاری اش چنان روحیه و آرامشی به شوهرش می داد که او با خاطر جمع می توانست
در راه قدم بزند و مشغول کسب توفیقات باشد
سرانجام این انسان خستگی ناپذیر
در روز هفدهم مرداد 1377 ،
توفیق این را یافت تا در شهر مزار شریف ،
به نحوی بسیار مظلومانه و به دست
نیروهای طالبان که افرادی شقی و
بی منطق هستند،
شهد شیرین شهادت را بنوشد.
#شهید_محمد_ناصر_ناصری
•.🤍🌱
«زن باش»
هرگاه کوه مشکلات در مقابلمان قد کشیده
هرگاه دره نیستی پیش پایمان گسترده شده
و هر گاه دریای غم روی دلمان تلنبار شده
صدای کسی از پشت سر به گوشمان رسیده
که: مرد باش و استقامت کن
غافل از اینکه در دنیای زنانه
مردانه زندگی کردن سرانجامی جز ضرر ندارد
و ما زن ها باید بیاموزیم که برای زندگی بهتر
زن باشیم و زنانه زندگی کنیم
•.@chaparketab.•
چـاپـارکتـاب📚
•.🤍🌱 «زن باش» هرگاه کوه مشکلات در مقابلمان قد کشیده هرگاه دره نیستی پیش پایمان گسترده شده و هر گاه د
کمرنگ بودن نقشهای ظاهری در صفحات تاریخ،
سالهاست که مجال گفتوگو و
عرصه بروز بحثهای فراوانی درباره
این شخصیت حاشیهنشین و
دفاع از حقوقِ نادیدهگرفتهشدهاش،
گشوده است.
در این میان، عدّهای بهنام دین،
داعیهدار حقّ و حقوق زنان بوده و
گروهی بهنام تمدّن و مدرنیته،
شخصیت و هویت اصلی او را
مورد خدشه و هجمه قرار داده و
تا آنجا پیشرفتهاند که به نام دفاع از
حقوق بربادرفته زن،
تمام هویت و حقّانیتش را ستانده و
او را به کالایی مصرفی و طعمهای
لذّتافزا تبدیل کردهاند.
هنوز هم اینگونه نگرشهای افراط و
تفریطگرایانه وجود دارد،
که باعث شده رسالت زن
در سایهسار این عرصه مبهمتر و
بلاتکلیفتر باقی بماند و
موجب سردرگمی زندگی فردی و
اجتماعی وی شود.
زنانی که سالیان دراز با ایثار و
پا نهادن بر تعینات و وجود خویش،
به انسانهای بسیاری هویت بخشیدند و
با چشمپوشی از منافع شخصیشان،
مصالح اجتماعی آحاد کثیری را
در نظر گرفتند.
زنانی که شاید زندگی کوتاهی داشتند،
شاید با فقر دست و پنجه نرم میکردند،
شاید منصوب به شغل چندان مهمّی نبودند،
ولی میدانستند از زندگی چه میخواهند.
زنانی که هیچکس را محکوم به
اراده دیگری نمیدانستند و معتقد بودند
هیچ عاملی نمیتواند آزادی واقعی
انسانها را محدود کند.