eitaa logo
چـاپـارکتـاب📚
753 دنبال‌کننده
613 عکس
78 ویدیو
21 فایل
﷽ ❀ السَّلامُ عَلَیک أَیتُهَا الطَّاهِرَةُ ❀ -معرفی کتاب خوب 📚 -تیکه کتاب 📖 - حالِ خوب ✨ -بجنورد📍 اگرم خواستی کتاب بخری میتونی رو من حساب کنی تخفیف هم میدم و با پست میاد دم خونه‌اتون..📫 اینجا بهم پیام بده👇🏻:) @it_mohammadi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.🌿🌸. بهار، پیش از آنکه حادثه‌ای در طبیعت باشد، حادثه‌ای ست در قلبِ آدمی... -یک عاشقانه آرام📘 -نادر ابراهیمی پ‌ن: فیلمبرداری از شکوفه‌های حیاط خونه‌ی همساده @chaparketab
. ما فقط دفاع کردیم. میان دفاع و تجاوز، تفاوت زیادی وجود دارد.. -نادر ابراهیمی -آتش بدون دود @chaparketab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
... مرگ که مسأله‌ای نیست. خوب مردن مسأله‌ی ماست.. -آتش بدون دود📚🔥 -نادر ابراهیمی✍️🏻 @chaparketab
. شما اگر می‌دانید ایمان چیست، بدانید که مهر به میهن، از اوجِ ایمان، سرچشمه می‌گیرد، و اگر نمی‌دانید چیست، بدانید که ایمان، همان چشمه حیات است، همان علت زیستن، کوشیدن، جنگیدن، و تنها علت راستین حضور. 📖 بر جاده های آبی سرخ ✨️✍️🏻 نادر ابراهیمی @chaparketab
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مهربونی‌هاتون...😍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
. مهاجر سرزمین آفتاب📚 سرگذشت پرماجرا و پر جاذبه‌ۍ این بانوۍ دلاور،که با قلـم رسا و شیواۍ حمید حسام نگارش یافتہ است، جدّاً خواندنے و آموختنے است. من این بانوۍ گرامے و همسر بزرگوار او را سالها پیش در خانه‌شان زیارت کردم، خاطره‌ۍ آن دیدار در ذهن من ماندگار هست. آن روز جلالت قدر این زن و شوهر با ایمان و با صداقت و با گذشت را مثل امروز که این کـتاب را خوانده‌ام، نمےشناختم؛ تنها گوهر درخشانِ شهید عزیزشان بود که مرا مجذوب میکرد. رحمت و برکت الهے شامل حال رفتگان و ماندگان این خانواده باد. اردیبهشت ۱۴۰۱ :) [ ساخت فیلم بر اساس زندگی خانوم بابائی حرکت مهم و مؤثرۍ در جهت معرفے و آبرو بخشیدنِ به خانواده اسلامے و مرد مسلمان است، و نباید از آن غفلت شود ] 🌞 @chaparketab
رهبر شهید انقلاب☝🏻
📖 همین که پا به اتاق گذاشتم، برادرم، هیداکی، با توپ پُر به سراغم آمد و، در حالی که پدر و مادرم می‌‌شنیدند، سرم داد زد و با صدای بلند گفت: «تو هیچ می‌‌فهمی زندگی با یک مسلمان چه سختی‌‌هایی دارد؟! آن‌‌ها هر گوشتی نمی‌‌خورند! شراب نمی‌‌خورند! اصلاً تو می‌‌دانی ایران کجای دنیاست که می‌‌خواهی خاک آبا و اجدادیت را به خاطرش ترک کنی؟!»... بغض کردم و رفتم توی اتاقم؛ همان‌‌جا که اتسوکو نشسته بود و با غیظ و غضب نگاهم می‌‌کرد. ناامیدی و دلتنگی بر سرم آوار شد.. @chaparketab