eitaa logo
چـاپـارکتـاب📚
576 دنبال‌کننده
610 عکس
78 ویدیو
21 فایل
﷽ ❀ السَّلامُ عَلَیک أَیتُهَا الطَّاهِرَةُ ❀ -معرفی کتاب خوب 📚 -تیکه کتاب 📖 - حالِ خوب ✨ -بجنورد📍 اگرم خواستی کتاب بخری میتونی رو من حساب کنی تخفیف هم میدم و با پست میاد دم خونه‌اتون..📫 اینجا بهم پیام بده👇🏻:) @it_mohammadi
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سَنگَرکتاب‌
سلام 🍃 قرارگاه سنگر کتاب مرکزی برگزار می کند دوره مجازی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن کریم. هرشب ساعت ٢٠ از سایت 🌐sangarketab.com شروع دوره ٣فروردین 📌لازمه بگیم ممکنه اسم دوره سنگین به نظر بیاد ولی اصلا اینطور نیست ، این کتاب دین اسلام رو یجور دیگه براتون تفهیم میکنه . بعد از خوندنش هم فهم بهتری از بعضی آیات خواهید داشت هم نسبت به دین اسلام بسیار خوشبین و علاقمند خواهید شد . 👤جهت دریافت لینک به ما پیام بدین : @Conquestofblood ٠✤ سنگر کتاب ✤٠ ایتا | سایت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در یک مقطع صدای ابراهیم گرفت و حنجره اش دچار مشکل شد وقتی مداحی می کرد و می خواست بالا بخواند صدایش تغییر می‌کرد و خروسکی می شد. یک شب حدود ساعت ۳ صبح ابراهیم همه بچه‌ها را با معذرت خواهی از خواب بیدار کرد و گفت بلند شید سینه بزنیم.آخر همه بچه ها غرغرکنان بلند شدند نشستند و ابراهیم شروع کرد به مداحی و بچه ها هم سینه میزدند. ان شب ابراهیم وسط سینه زنی گفت:«من امشب مادرم زهرا رو تو خواب دیدم.ایشون به من گفت:ابراهیم،چرا دیگه مداحی نمیکنی؟ گفتم مادر! صدای من گرفته و نمیتونم با این صدای خراب بخونم. ایشون گفت من توی تمام مداحی های تو شرکت میکنم و حاضر هستم‌. برای همین،شماهارو این موقع شب بیدار کردم.الان خانم حضرت زهرا «س» این جا حضور داره.» بچه ها اشک می‌ریختند و گریه می‌کردند و سینه میزدند.. عجب شبی شد آن شب.... 🍃 ▫️قیمت ࢪوی جلد : ۶۵٫۰۰۰ 📨با تخفیف چاپاࢪ کتاب: ۵۲٫۰۰۰
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
50.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهدا! در شلوغی قیامت فراموشمان نکنید.. ––·•—–٠📚چاپاࢪڪتاب📚٠—–•·–– https://eitaa.com/joinchat/3811311791Cde7f429be5
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چـاپـارکتـاب📚
شهدا! در شلوغی قیامت فراموشمان نکنید.. ––·•—–٠📚چاپاࢪڪتاب📚٠—–•·–– https://eitaa.com/joinchat/381131
📚 یکی از بچه‌ها می‌گفت داشتیم با ابراهیم توی پیاده رو راه میرفتیم که یک دفعه ابراهیم دست مرا گرفت و گفت: «بیا بریم اون ور خیابون!» گفتم:«چیشد یهو؟» گفت:«بیا بهت میگم.» رفتیم اون سمت خیابون. ابراهیم گفت:یکی داشت از رو به رومون می اومد که افلیج بودو به سختی راه میرفت. اگه می اومد از بغل ما رد میشد و میدید ما داریم خیلی راحت و تند راه میریم، ممکن بود دلش بشکنه و به خدا گلایه کنه. به خاطر همین گفتم بیاییم این ور خیابون.» [ ✍🏻صفحه ۶۱ / کتاب جوانمرد۱ 📚 ]
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چـاپـارکتـاب📚
در یک مقطع صدای ابراهیم گرفت و حنجره اش دچار مشکل شد وقتی مداحی می کرد و می خواست بالا بخواند صدایش
📚 :)🍕 [✍🏻📖 صفحه ۱۹۹ / کتاب جوانمرد۱] • • این یکی از تاثیرات ابرام بود.بودند کسانی که می‌گفتند ما برای مملکت مان و به عشق این خاک آمده ایم بجنگیم. ابرام در جواب آنها حرف قشنگی می‌زد. می‌گفت:« کامل ترش اینه که وقتی شما نیت تون رو برای اسلام بکنید ،هدف تون فراتر از خاک میشه.خاک یه تیکه جاییه که شما توش زندگی می‌کنید، ولی اگه هدف تون نجات اسلام باشه، یک دفعه می‌بینید کل کره زمین ،هدف شما میشه.» ––·•—–٠📚چاپاࢪڪتاب📚٠—–•·–– https://eitaa.com/joinchat/3811311791Cde7f429be5
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
••📚•• هرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به کتاب بیشتر خواهد شد. این که کسی تصور کند با پدید آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جدید و نوظهور، کتاب منزوی خواهد شد، خطاست. ۱۳۹۰/۰۴/۲۹ 🤍
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا