•.📚
کتابِ « قصه ننه علی»
روایتی پر فراز و نشیب از زندگیِ
دختری که مادر دو شهید شد.
این کتاب داستان زندگی خانم همایونی است، از همان سه،چهار سالگی که با خانواده به تهران مهاجرت کرد و در کودکانهترین روزهای زندگیاش خانمی شد برای خودش و آموخت که قدرتی بسیار بیشتر از رنجها دارد.
.
.
• @chaparketab
•.📖
#تیکه_کتاب📚
#قصه_ننه_علی
گوشه لباسم را گرفت،
پیراهنم را دور گردنم پیچید
و مرا روی زمین تا جلوی در حیاط کشاند.
دست و پا میزدم،
نفسم بالا نمی آمد،
کم مانده بود خفه شوم،
از زمین بلندم کرد و
با پای برهنه هلم داد بیرون خانه
و در را پشت سرم بست
بلند شدم ،آرام چند ضربه به در زدم و
گفتم:
«رجب! باز کن. شبه بی انصاف
یه چادر بده سرم کنم
زنجیر پشت در را انداخت و
چراغ های خانه را خاموش کرد
پشت در نشستم
از خجالت سرم را پایین می انداختم
تا رهگذری صورتم را نبیند
پیش خودم گفتم اینم عاقبت تو زهرا
مردم با این سر و وضع ببیننت
چه فکری می کنند؟!»
.
.
• @chaparketab
•.
همه اقشار را می توان در این کتاب دید و خواند:
ایرانی، عراقی،اروپایی،
مسلمان، غیرمسلمان،
شیعه یا سنی،
زن و مرد و کوچک و بزرگ
حتی موکب دارها، پلیس، نویسنده،
روزنامه نگار، عکاس، مجری، پزشک.
این کتاب داستان دلدادگی این آدم هاست به #اباعبدالله(ع)🤍
داستان های بسیار جذاب و خواندنی
از کشش کربلا و
پویش جاده ی نجف تا کربلا و
پاهای تاول زده و
دل های لک زده برای رسیدن به نینوا.
#اربعین_مشاٰیه_کربلا_امام_حسین
♥️-این حسین (ع)کیست
که عالم همه دیوانه ی اوست ؟
.
.
• @chaparketab
-🏴
اربعین است و جهان یکسره هیأت شده است
حرم یار مهیای زیارت شده است
#اربعین_حسینی
•.🏴
السّلام عَلیَ الحُسَین (ع)
وعَلی عَلِِِّیِ ابن الحُسَین (ع)
وعَلی اوْلادِ الحُسَین (ع)
و عَلی اَصحابِ الحُسَین (ع)
#اربعین
.
• @chaparketab
•.📚
〖 من میترا نیستم 〗
روایتی است از زندگی دختری نوجوان و انقلابی به نام زینب کمایی که در ابتدای دهه شصت و در کوران تحرکات شوم سازمان منافقین به دلیل فعالیتهای مذهبی و سیاسیاش مورد خشم و کینه اعضای این گروه قرار می گیرد.
او شهیده ای است که تنها به جرم داشتن حجاب و شرکت در راهپیمایی علیه
بدحجابی توسط منافقین به شهادت رسید.❤️🩹
.
.
• @chaparketab
ꜛꜜ
مادربزرگش نام “میترا” را برایش انتخاب کرد
نامے کہ زینب بعدها بہ آن معترض شد،
بارها به مادرم گفت :
مادربزرگ این هم اسم بود براۍ من انتخاب کردۍ؟
اگر در آن دنیا از شما بپرسند که چرا اسم مرا میترا گذاشته اید چه جوابـے می دهید؟
من دوست دارم اسمم زینب باشد.
من می خواهم مثل زینب(س) باشم.
میترا تنھا اولاد من بود که اسم خودش را عوض کرد و
همہۍ ما را هم وادار کرد که بہ جاۍ میترا
به او زینب بگوییم ✨
بعد از شھادتش بیشتر او را شناختم ،
روۍ بیشتر دفتر هایش نوشتہ بود " او مـےبیند "
خانہۍ خودم را ساختم.
اینجا جاۍ من نیست.
باید بروم باید بروم🕊️
-نویسندھ ❲ معصومہ رامھرمزی ❳
.
.
• @chaparketab
𖧧
«من میترا نیستم»📖
خاطرات دختری چهارده ساله است
که بیشتر از سنش میفهمید
از خودنمایی بیزار بود،
به حجاب و حیا و اعتقاداتش پایبند بود
و هرگز از آن کوتاه نیامد.
او، با وجود جسم لاغر و نحیفش ، روزه میگرفت
و هرگز یک دل سیر غذا نخورد.
همیشه قانع بود.
-زینب در تمام طول زندگی اش فقط دنبال
#رضای_خدا بود. او عاشق شهادت بود؛
#خودسازی و تلاش کرد و
خانه اش را ساخت و رفت...🕊️✨
.
.
هرچه از کمالات این دختر بگوییم،کم است..🌱🤍
#زینب_کمایی
#حجاب_عفاف
#شهیده
#زن_زندگی_آگاهی😍
.
.
• @chaparketab