کتابخانهی بی کتاب؟
باورم بر این حرف که《کلا میشینم بدبختیای مردمو میخونم》کامل شد
یکی سرطان داره. یکی یتیمه، یکی ننش ولش کرده، یکی مظلوم تو مدرسهس، اون یکی وسط جنگ جهانیه، اون یکیم تازه از زندان آزاد شده، یکیم افسردهس داره خودکشی میکنه، اونم ننهش داره ازدواج میکنه و میزنه تو یه اتفاق خودشو ناقص میکنه، اینم یهو ننه باباش میمیرن
و انواع بدبختی های دیگه...
کتابخانهی بی کتاب؟
اگه قراره غمگین باشه لطفا به اندازهای غمگین باشه که اشکم در بیاد. باتشکر
عجیبه که هیچی نشد.
انتظار یه واقعهی بزرگو داشتم
کتابخانهی بی کتاب؟
پیش به سوی قسمت《بعد》کتاب
بدجور وسوسه شدم برم صفحه اخرررر
کتابخانهی بی کتاب؟
بدجور وسوسه شدم برم صفحه اخرررر
خب انجامش دادم🗿
کامل نخوندم دنبال کلمات کلیدی گشتم و بله به کلمهی جذاب خودکشی رسیدم
حس میکنم فهمیدم قضیه بعد و قبل چیه...خدایا
کتابخانهی بی کتاب؟
خب انجامش دادم🗿 کامل نخوندم دنبال کلمات کلیدی گشتم و بله به کلمهی جذاب خودکشی رسیدم حس میکنم فهمیدم
نیازی نبود چون صفحهی بعد جایی که بودم خودش نوشته بود