🎓 ثبت نام کاردانی تا دکتری بدون_آزمون
(غیرحضوری + اقساط)
دانشگاههای موردتأیید وزارت علوم 🎓
✅ برنامهریزی انعطافپذیر
✅ ثبتنام رسمی سازمان_سنجش
⏳ ظرفیت محدود
فرم مشاوره رایگان:
https://tatpnu.com/4
برای پاسخ دهی سریع تر , لطفا فرم مشاوره را تکمیل کنید تا کارشناسان ما با شما تماس بگیرند🙏
🔥 19 ویدیوی 2 ساعته آموزش #زیست
با این تدریس ها زیست رو قورت میدی💯🚀
کاملا #رایگان
برای دریافت تدریس ها روی لینک کلیک کن👇🏻👇🏻
https://link.emrooz.ir/eitaamember
باتندی بهم گفت :
کدوم دختر عاقل خانواده داری بلند میشه میره خونه پسری که داره باهاش وقت میگذرونه و حرف میزنه ؟ من که خر نیستم تو خیلی سبکی اصلا اون دختری که فکر می کردم نیستی من دنبال یه دختر خانمم که به همین راحتی ها خودشو به عرضه نذاره و با پسرا گرم نگیره که بعدشم سر از خونه پسره در بیاره
مات زده گفتم ولی من فقط به مادرت سر زدم قصد دیگه ای نداشتم خودتم میدونی
پوزخندی زد وگفت خدا میدونه تو این سر زدن به مادر بقیه چه بلاهایی سرت اومد و حالا میخوای خودتو به من قالب کنی گم شو اون لکه ننگتم ببر برای یکی دیگه.
گوشیو روم قطع کرد دنیا دور سرم چرخید حالم خیلی بد شد چند روز توی .....
https://eitaa.com/joinchat/1960640682C4ba40e21a9
✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸✨🌸
#بنرخلاصهرمانه❌😳
#بنرواقعیه
رمانی مذهبی با جنس جدایی
من امیرعلیام پسر حاج صادق مظهری که تمام اهالی شهر سرش قسم میخورن...
اما من وبال گردنش بودم.
آبرویش با التماس جمع میکرد، چرا که خرابکاری های پسرش زبانزد کل شهر شده بود...
محض رهایی از این بی آبرویی حاج صادق منو مجبور کرد ازدواج کنم...
آن هم با دختری که تا حالا چهره اش را هم ندیده بودم...
پرستش، دختری مذهبی و بر خلاف خواسته های من!
دنیای این دختر با من فرق داشت و هیچ جوره نمیتونستم دوستش داشته باشم اما دل و دینم را به دخترک باختم.
درست وقتی که داشتم پرستش رو برای خودم میکردم، گذشته لعنتی ام سروکله اش پیدا شد و بلایی سرم آورد که.... 😳
https://eitaa.com/joinchat/1027409294C8655c98945
دختری که توی گذشته امیر علی بوده، درست وقتی که پرستش #حامله هست دَر خونه سبز میشه و ادعا میکنه که 😳👆