هدایت شده از زیر چتر شهدا 🌹 🌱
■
این پارت ۵۶۴ که در کانال پارت گذاری شده....
بیا بخوون اگه نبود کانال رو ترک کن...
https://eitaa.com/joinchat/894173865C113f3ab15b
هدایت شده از زیر چتر شهدا 🌹 🌱
با بیشترین سرعتی که داشتم از خانه خارج شدم. درد دستم خیلی شدید بود فکر کنم شکسته بوداما هر طور شده باید از آنجا فرار میکردم
سر کوچه که رسیدم پسر جوانی در حال صحبت با تلفنش بود نمیدانم چهره م چطور بود که با دیدن من چشمانش گرد شد
صدای مهرداد از فاصله دور امد که گفت
وایسا!کجا فرار میکنی بیآبرو؟
با عجله رو به مرد ناجی گفتم
_ تو رو خدا کمکم کن میخواد منو بکشه
نگاهی به مهرداد انداخت و گفت
سوارشو
سوار ماشین پسر شدم. و حرکت کرد به عقب نگاه کردم . مهرداد دوان دوان به طرف ماشین میامد
کجا برم؟
با صدایی لرزان گفتم
کلانتری
خیابانها را با سرعت میرفت. مهرداد مارا گم کرده بود. مقابل کلانتری ایستادوبه حالت دلسوزی گفت
خانم اون کی بود؟
اشکهایم جاری شد و گفتم
همسرم
https://eitaa.com/joinchat/4176281780Ca69e8d8fec
من شقایقم... تو زندگی با همسرم یه آب خوش از گلوم پایین نرفت، آزار و اذیت و کتک یه بخشی از این سختی بود!
خانوادهم فقط میگفتن درست میشه صبر داشته باش ولی هیچ کاری نمیکردند.
تا اینکه یه شب از خونه فرار کردم و خدا فرشته نجاتم رو رسوند..
مردی که ناجی زندگیم شد و بعدها...
#سرگذشتشقایق♥️
هدایت شده از زیر چتر شهدا 🌹 🌱
دستمالی از جیبش در اوورد و کشید روی لبهام تا از قرمزی رژی که زده بودم کم کنه :_قرمزی لبهات قشنگه ولی فقط برای من و پشت اون در بسته نه عروسی با لجبازی جواب دادم:_عروسی داداشمه مثلا اومد نزدیکم صورتشو اوورد جلوتر و گفت:_شوهرت راضی نباشه شما آرایشی کنی دچار عقوبت الهی میشی بانو جان خندیدم و با دست هولش دادم عقب برگشتم سمت آینه از پشت بهم امد و سرشو خم کرد روی شونه ام:_تو بدون ارایش زیباتری الهه ی ناز
https://eitaa.com/joinchat/1826424136Cc739dd012c
دلبرونه های این رمانو بخونی ضعف میکنی😜🙈
هدایت شده از زیر چتر شهدا 🌹 🌱
❌هـــشــــدار:این رمان حاوی پارت های عاشقانه است که برای تمام سنین مناسب نمی باشد📵👇🏾
https://eitaa.com/joinchat/1826424136Cc739dd012c
❌فقد 50نفر عضو شن لینک موقت❌