برایت گریه کردم، شعر گفتم، شعر کوتاهی
به شوق آفرینی، خوب بودی، طیباللهی
دلم تنگ تو بود و تا اذان صبح را گفتند
شب دلتنگیام آمیخت با اشک سحرگاهی
به چشمت زل زدم، گفتم عجب یاقوت و مرجانی!
قدم برداشتی؛ گفتم عجب سروی، عجب ماهی!
چه در روح جوانت بود ای حسن خدادادی
که با موی سپیدت نیز این اندازه دلخواهی
به سمت قله میرفتیم، آه ای قافلهسالار
کمر بر قتل تو بستند دزدان سر راهی
غمت سنگینتر از تاب من است و چارهای هم نیست
به دوشش میکشد اینبار کوهی را پر کاهی
دلم میسوزد و میسوزد و میسوزد و ای داد
نهان دارم هزار آتشفشان را پشت هر آهی
در آغوش شهادت رفت دور از چشم ما مردم
حکیمِ شاعرِ مردِنبردِ آیتاللهی
شاعر: «آقای میلاد حبیبی»
ای آسمان! سپیدیِ اقبال را ببین
روز عروج سرو کهن سال را ببین
صد نونهال در دل "میناب" کاشتیم
#روز_درختکاری امسال را ببین!
✍ #مرتضی_حیدری_آل_کثیر
#شعار_مشترک شبهای قدر:
🚩 «قسم به خون علی پای پرچمش هستیم»
🔻این شعار، میثاقنامه خونین ما با رهبر شهیدمان و پاسخی دندانشکن به متجاوزان است.
▪️لذا از تمام هیأتها و مجموعهها، خواسته میشود تا ضمن حفظ شعار و نشان و استقلال خود، با نمایش جلوهای از وحدت و همدلی جامعه هیأتهای حسینی، در این حرکت جمعی هم مشارکت نمایند و این شعار را در حاشیه تولیدات، تبلیغات و فضاسازی هیأت درج کرده، و در محتوای هیأت مدنظر قراردهند.
تایپ: جناب طاعتدار عزیز
@cheeese