eitaa logo
۴۰شب با۴۰ شهید
1.2هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
645 ویدیو
8 فایل
ارتباط با ادمینها @serat_93 09214877534 آدرس پیج ما در اینستگرام : chehel_shahid
مشاهده در ایتا
دانلود
خواستیم بریم سر مزار تنها شهید روستا پدر شهید گفت من هم میام گفتیم پدرجان باعث زحمت نشه گفت مگه میشه مهمان من بره سر مزار پسرم و من نرم؟!!! همراهمون شد تا قبل از سر مزار پسرش همه را تعارف میکرد که نکند جلوتر از کسی باشد ولی چشمش به سنگ مزار پسرش که افتاد بدون تعارف و با عجله خودش را روی سنگ مزار پسرش انداخت بوسه بر چهره سنگی شهیدش زد و پدری که کنار جوانان جهادی بیل دستش میگرفت و شن و ماسه جابجا میکرد و انگار نه انگار، به زور کمرش راست شد. انگار خبر شهادت شهید را تازه بهش داده بودند. پدر به زحمت کمر راست کرد و اشک بود که از چشمان خسته اش می بارید فکر نمیکردم بعد از ۳۷ سال هنوز غم شهادت پسرش تازه باشد پدر با اشک خوش آمد به مهمانان میگفت و من فقط دنبال پاسخ این سؤال که: در مقابل دل این پدر و مادر شهدا به وظیفه ام درست عمل کردم؟ آیا وظیفه ام را می دانم؟ اصلا مگر وظیفه ای هم دارم؟ @chelshahid