🔸 آیت الله محمدتقی بهجت رحمت الله علیه:
🍃به قصد همه آثار و برکات صلوات، از جمله عشق به اهلبیت علیهمالسلام بسیار صلوات بفرستید. عشق به آنهاست که علاقه به لذتجوییهای مادی را از بین میبرد
📚بهجتالدعاء ص ۳۵۶
❤️#در_محضر_بزرگان
🌹#صلوات
به کانال💡چراغ راه بپیوندید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4244898266C8a0a467e67
40.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راهکاری برای آینه تمام نمای حق تعالی شدن
🍂ذهنیات غلط= تخریب دین
#دعا چه زمانی ارزشمندتر است؟
گدا به گدا رحمت خدا ....
🎙سخنرانی حجةالاسلام والمسلمین استاد#نخاولی
🎥#کلیپ_تصویری
به کانال💡چراغ راه بپیوندید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4244898266C8a0a467e67
داستان عجيب شيعه شدن مردی از اهل اصفهان نزد امام هادی علیهالسلام
قطب راوندى (ره) از جماعتى از مردم اصفهان نقل می كند كه گفتند: در اصفهان مردى بود به نام عبد الرّحمن و شيعه شده بود [با اينكه در آن وقت شيعيان در اصفهان، بسيار كم بودند]، به او گفته شد، علّت چيست كه شيعه شده و به امامت حضرت هادى عليه السّلام اعتقاد دارى، و امامت افراد ديگر را قبول ندارى؟»
او گفت:
سرگذشتى، با امام هادى عليه السّلام دارم كه موجب شيعه شدن من شده است، و آن اينكه: من فقير بودم، ولى در سخن گفتن و جرئت، قوى بودم، در آن سالى كه جمعى از مردم اصفهان براى دادخواهى نزد متوكّل (دهمين خليفه عبّاسى) عازم شهر سامرّاء شدند، و مرا با خود بردند، سرانجام به در خانه متوكّل رسيديم، روزى در كنار در قلعه متوكّل بوديم، ناگاه شنيدم متوكّل فرمان احضار امام هادى عليه السّلام را داده است، از بعضى از حاضران پرسيدم: «اين شخصى را كه متوكّل، فرمان احضارش را داده كيست؟».او گفت: «اين شخص، مردى از آل على عليه السّلام است، رافضيان به امامت او اعتقاد دارند، سپس گفت: «ممكن است متوكّل او را احضار كرده تا بكشد».
من تصميم گرفتم در آنجا بمانم تا ببينم كار به كجا می کشد، و اين (امام هادى عليه السّلام) كيست؟ ناگاه ديدم امام هادى عليه السّلام سوار بر اسب وارد شد، همه حاضران به احترام او، در جانب راست و چپ او به راه افتادند و آن حضرت در ميان دو صف قرار گرفت، و مردم به تماشاى سيماى او پرداختند، همين كه چشمم به چهره او افتاد، محبّتش در قلبم جاى گرفت، پيش خود دعا مى كردم تا خداوند وجود او را از گزند متوكّل حفظ كند، او كم كم در ميان مردم آمد، در حالى كه به يال اسبش نگاه مى كرد، و به طرف راست و چپ نمى نگريست، و من همچنان پيش خود دعا مى كردم، وقتى كه آن بزرگوار به مقابل من رسيد به من رو كرد و فرمود:
«خداوند دعاى تو را به استجابت رسانيد، بدان كه عمر تو طولانى می شود و اموال و فرزندانت زياد می گردند».از هيبت و شكوه او، لرزه بر اندام شدم و با اين حال به ميان دوستانم رفتم، آنها گفتند: «چه شده، چرا مضطرب هستى؟». گفتم: خير است، و ماجراى خود را به هيچ كس نگفتم، تا به اصفهان بازگشتيم، خداوند در پرتو دعاى آن حضرت، به قدرى ثروت به من داد كه اكنون قيمت اموالى كه در خانه دارم- غير از اموالم در بيرون خانه- معادل هزار هزار درهم است، و داراى ده فرزند شده ام، و اكنون عمرم به هفتاد و چند سال رسيده است، من به امامت او اعتقاد يافتم به دليل آنكه او بر افكار پنهان خاطرم، آگاهى داشت، و دعايش در مورد من به استجابت رسيد.
منبع: منتهی آلامال, شیخ عباس قمی , ص۴۳۳
1⃣#حکایت
به کانال💡چراغ راه بپیوندید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4244898266C8a0a467e67
بعضی تصاویر، در عین سادگی، مفهوم بزرگی دارند!
🔅#ماه_رجب
به کانال💡چراغ راه بپیوندید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4244898266C8a0a467e67
Haj Meysam Motieeمناجات رجبیه.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
🔅دعای اللهم إنی أسئلک صبر الشاکرین...
🎙بانوای #حاج_میثم_مطیعی
2⃣#مناجات_رجبیه
به کانال💡چراغ راه بپیوندید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4244898266C8a0a467e67
39.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 خلوت دل؛
کلید رهایی از غفلت و نزدیک تر شدن به خدا
🎙سخنرانی حجةالاسلام والمسلمین استاد#وکیلی
🎥#کلیپ_تصویری
به کانال💡چراغ راه بپیوندید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4244898266C8a0a467e67
8⃣#تلنگر
2⃣#حکایت
🔅#حدیث_نگار
مردی از اولیای الهی،
در بیابانی گم شده بود.
پس از ساعتها سردرگمی و تشنگی،
بر سر چاه آبی رسید.
وقتی که قصد کرد تا از آب چاه بنوشد.
متوجه شد که آب چاه خیلی پایین است؛
با خود گفت بدون دلو و طناب نمی توان از آن چاه آب کشید.
هرچه گشت نتوانست وسیله ای برای بیرون آوردن آب از چاه بیابد.
لذا روی تخته سنگی دراز کشید و بی حال افتاد.
پس از لحظاتی، یک گله آهو پدیدار شد و بر سر چاه آمدند.
و بلافاصله، از آب همان چاه سیراب شدند و رفتند.
با رفتن آنها، آب چاه هم پایین رفت!
آن فرد با دیدن این منظره،
دلش شکست و رو به آسمان کرد و گفت:
خدایا! می خواستی با همان چشمی که به آهوهایت نگاه کردی،
به من هم نگاه کنی!
همان لحظه ندا آمد:
ای بنده من،
تو چشمت به دنبال دلو و طناب بود،
اما آن زبان بسته ها، امیدی به غیر از من نداشتند،
لذا من هم به آنها آب دادم!
سعی کنیم تنها امید و تکیهگاه مان رو فراموش نکنیم ... خدا
به کانال💡چراغ راه بپیوندید👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4244898266C8a0a467e67