🌱من خانه مادرم بودم که محمد زنگ زده بود منزل همسایه،📞مادرم البته نمیدانست من هم آنجا هستم، وقتی همسایهمان مادرم را صدا زد و من را دید گفت: چه خوب اینجایی شوهرت زنگ زده📞 با مادرم دویدیم، وقتی گوشی را گرفتم محمد با خوشحالی و تعجب گفت: تویی؟!💕چه خوب شد هستی و باهات حرف زدم، رفتی دکتر؟ گفتم: آره، هنوز از بچهدار شدنمان مطمئن نبودیم، گفت: مبارکت باشه!💞 گفتم: چرا مبارک من؟ گفت: چون من نمیبینمش، خودت باید بزرگش کنی،🥀گفتم: این جای دلداری دادنته؟ عوض این که یک خانم باردار رو دلداری بدی این طوری می زنی توی ذوقم؟🥀گفت: ناراحت نشو این واقعیته، منم گفتم: هر چی خدا بخواد🕊 گفت: خدا همینو میخواد، تو هم بی قراری نکن،🌙 این تلفن آخرین صحبت ما با هم بود و فردایش در طلاییه شهید شد.🕊
🌷شهید سیدمحمد اینانلو🌷
ولادت: ۱۳۴۳/۱/۱ شهریار، تهران
شهادت: ۱۳۶۲/۱۲/۱۱ طلائیه، عملیات خیبر
#یادش_با_صلوات
#خاطراتشهدا
@basirar_shahriyar
🌱بھش گفتم چند وقتیہ
بہ خاطر اعتقاداتم مسخرم میکنن
بھم گفـت:
برایِ اونایی کہ اعتقاداتتون رو مسخره میکـنن؛ دعا کنید خدا بہ عشق "حسین" دچارشون کنه.. :)🍃
#شهید_احمد_مشلب
#یادش_با_صلوات
🌹🕊
@basirat_shahriyar
🟡شهید سید مجتبی نوابصفوی وسط سخنرانی اش گفت :
برام یه شمع بیارین. شمع رو که آوردند روشن کرد و گفت: در اتاق رو کمی باز کنین. درِ اتاق که باز شد؛ شعله ی شمع با وزش باد کمی خم شد.
🟢شهید نواب گفت : مؤمن مثل این شعله شمع است و معصیت و گناه حتی اگه به اندازه وزش نسیمی باشه ؛ مؤمن رو به طرف چپ و راست منحرف کرده و از صراط الهی دور می کنه ...
#یادش_با_صلوات 🌹
《 کانال #شهید_ابراهیم_هادی 》
@Ebrahimhadi