من از بزرگ شدن میترسم. از ازدواج میترسم.
مرا از پختن سه وعده غذا در روز نجات بده.
مرا از قفس بیرحمِ روزمرگی و تکرار رها کن.من میخواهم آزاد باشم...
میخواهم ، میخواهم فکر کنم،میخواهم همه چیز دان باشم.
_سیلویا پلات( در17سالگی )، سال 1949
راه خودت را برو،در اخر هیچکس حسرت های تو را گردن نمیگیرد،حتی افرادی که تو را محدودت کردند