آخرین روز تابستون هم برای من شد بدترین روز سال پیجم پرید و نصف روز هم تو بیمارستان گذشت بلاخره تموم شد ولی یادم میمونه چقدر روز نحسی بود
سلام به بارون و بوی خوبش ، سلام به هوای ابری بیرون پنجره کلاس ،سلام به سوییشرت ،سلام به پالتو و بافتنی ، سلام به ایستگاه اتوبوس توی روز سرد ، سلام به مرور کردن درس توی راه مدرسه ، سلام به درس خوندن همراه غذا خوردن ، سلام به فیزیک و شیمی و ریاضی ، سلام به چسبیدن به شوفاژ ،سلام به رنگای نارنجی و زرد و قرمز و سفید ، به یخ زدن دست و پا ، سلام به خوندن رمان توی هوای سرد ، سلام به آغوش های گرم(؟) ،سلام به پاییز و زمستون ...
یه تابستون دیگه هم گذشت یه تشکری کنیم از
اینستا،تلگرام،نت ضعیف،برقی که نبود،اخبار جنگ،روابط سطحی،دوستی هایی که تموم شد،رفیقایی که به غریبه تبدیل شدن،پیام هایی که ارسال نشد،و دراخر کلی دلتنگی قولای الکی و کلی حرفای مفت.
آب در نقطەی جوش،دیگه افزایش دما نمیده
بلکه از حالت مایع به بخار تبدیل میشه
خب آدما هم یه"نقطەی شکست"دارن
که از اونجا به بعد
دیگه افزایش غم ندارن
بلکه به آدم دیگەای تبدیل میشن!
تغییر رفتارو می بینیم
اما تلنبارشدن تروماها با گذشت زمان رو نَه
برای همینه که میگن
هیچ رنجی،کوچک نیست!