eitaa logo
, Paradox ,
2.2هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
1.2هزار ویدیو
9 فایل
فرمانروای اینجا ۱۲۰ سال عمر کرده . و درخت تنومند چیپسی که بهش فرمانروایی میکنه پر از خاطرات و حال و احوالاتشه. جنگل آمازون https://eitaa.com/joinchat/1731134270Cce5b4952b5 « چنل ناشناسِ شروع :۱۴۰۰/۶/۲۷ 
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ؛کاتوره
https://t.me/O_Otaghak قصد اینجا اومدنو ندارید؟ 🤨
چقد دلم براش تنگ شده
https://eitaa.com/chips_mast/11733 این دو خانوم کی هستن؟ 😔😂 یعنی متوجه شدم معلمن... منظورم اینه معلمای آپارات و اینجور چیزان؟ 😂 + معلمای مدرسمونن از اونجایی که تو مدرسه معروفم بچه هامون اینجا رو دارن و سوال میپرسن راجب دبیرا 😂😂😂
پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی شاید از آن پس بود که احساس می کردم در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی از کودکی دیوانه بودم ، مادرم می گفت: از شانه ام هر روز می چیده ست شب بویی نام تو را می کند روی میز ها هروقت در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی بیچاره آهویی که صید پنجۀ شیری ست بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد من مایۀ رنج تو هستم راست می گویی کتاب گریه های امپراطور صفحه ی ۱۳ _فاضل نظری_ تقدیم به مایلین عزیز:)✨ + خدای من .... چقدر قشنگ بود واقعا ممنونم ازتت عزیزمم ✨✨😭
هدایت شده از ɴᴇᴠᴇʀʟᴀɴᴅ
بعد از صلوات برای سلامتیِ سید مقاومت، یه حمد شفا هم تلاوت کنید برای اونایی که تو این گیر و دار جنگ تولد پزشکیانو استوری میکنن تبریک میگن.
انا لله و انا علیه راجعون ...
دیروز >>>
زندگی همان لحظاتی بود که آن را زندگی نکردیم.
زندگی ابری بود که بارید، میوه ی درختان بود که رسیدند، شکوفه هایی که باز شدند، لبخندی که بر لب نشست، اشکی که جاری شد، قلبی که تپید، نفسی که دمید، دستی که نوشت، سخنی که بر زبان اورده شد، کتابی که خوانده شد، مویی که نوازش شد، و عمری که طی شد ...!