(توضیحات: * اشتباه برداشت نشه یوقت )
من اصلا حامیم رو نمیشناختم حتی عکساشم ندیده بودم
و اعتراف میکنم که صداش واقعا قشنگ بود
و خوب میخوند
فقط من از گیتاریسته خیلی بیشتر خوشم میومد
فیتیش شخصیت فرعی دارم😂
خب داستان چیشد که رفتم اصن
دختر خالم بلیط داشت و گفته بود باهاش برم از چند وقت قبل و بعد از یکم داستان و بحث که قرار شد کنسل بشه و نشد و اینا
ما آخر رفتیم اونجا و سالن سیتی سنتر پر بود از بچه دبستانی و نهایت راهنمایی بعضیا گریه میکردن که حامیم رو ببینن و اونجا بود که من وایب اردوی مدرسه بهم دست داده بود 😂😭ولی ادم بزرگم بودن .
*بچه ها واقعا قصد تو هین ندارم ولی خب اکثر فنا سناشون کم بود چی بگم خب :" و خلاصه ما صندلیامون ردیف ۱ بود.
که اونجام باز یه داااستانی پیش اومد و رفتیم عقب نشستیم که اینا مهم نیست.
دیگه فقط اینکه رفتم و تجربه یه کنسرت هم تیک خورد 😂😭
ردیف عقبیامون یه چندتا دختر بودن یکیشون تام بوی بود و داد میزدن میگفتن
نوازندههه!!! علییی!!!(اسم گیتاریسته)
یه دوتا پسرم پشت سرمون بودن و اونام داد میزدن *من اصن برنگشتم ببینمشون ولی فکر کنم 🌈 بودن با توجه به چیزایی که میگفتن.
خلاصه خیلی میخندیدیم بهشون قشنگ کمدی بودن کنسرت تامین شد باهاشون 😂
*موقع بیرون اومدن از پارکینگ اون دختری که پشت سرمون بودو دیدم باهاش بای بای کردم باهام بای بای کرد خیلی باحال بود😂😭
(اگه میگم داد میزدن منظورم اینه که عربده میزدن ✅)
, Paradox ,
دیگه حتی جزئیات به درد نخورشم تعریف کردم 😂
اها آخر سر که داشتیم از سالن میرفتیم بیرون دختر خالم رفت گیتاریسته رو صداش کرد باهاش عکس گرفتیم 😂 (😏)
حالا من دلم گیتار الکترونیک میخاد.
البته میخاستم قبلنم الان بیشتر میخام.
هعی قلب شکسته*
یادم رفت بگم امروز آخرین تاریخ ۲۱ ۲۵ بود و دیگه این تاریخ میره برا صد سال دیگه .
* مربوط به سریال ۲۱ ۲۵