هدایت شده از قَدرِغِیرِمُطلَق؛
اون موقعی که جنگ واقعی بود و موشک و دوازده روزْ بیروزگاری، وظیفه و تکلیفمون شد زندگی کردن و عادی زندگی کردن و زندگی ساختن. الآن هم همون و حتی همونتر. من کسی نیستم که جایگاه حکم دادن برای دیگران داشته باشم، ولی برای خودم اینو لازم دونستم و میدونم که الآن و حتی بدتر از الآن هم فقط باید گلیم ِ حیاتمو از آب بکشم بالا و دست ناامیدی و تحت تأثیر جو بودنو قطع کنم و شبانهروزمو زندگی کنم. تا کِی؟ تا لحظهی مرگ ِ خدادادی، نه مرگهای القایی ِ جمعی و جوگیری و وای دیگه نمیشه زندگی کردهای اتفاقای اینچنینی. فضا، فضای جوّه ولی تو فضانورد نباش انسان.
یه بسیجی هم توی این اوضاع شهید شده
این اعتراض کردنه؟
از اون طرفم نتانیاهو و ... دندون تیز کردن برای کشورمون
اعتراض به جا و به حق برای شرایط اقتصادی باید آب به آسیاب دشمن ریختن باشه؟
باید باعث شهید کردن یه جوون بسیجی بشه؟
اینا اصلا شباهتی به اعتراضات مردمی نداره
قشنگ معلومه تو تجمعاتی که مردم تشکیل میدن یه عده مزدور بی وطن دارن خراب کاری میکنن و از اون طرف طرفدارای زن زندگی آزادیم پیداشون شده باز...
و امنیت مردمه که این وسط داره آسیب میبینه
مشاورمو خیلیی دوست دارم میتونه کمکم کنه شخصیتمم ارتقا بدم در کنار درس
از اپ تلگرام با این طرفداری کاملا مستقیمش از اغتشاشات بدم اومده
تصمیم گرفتنای مودی و لحظه ای انرژی میگیره از مغز و روان آدم
توی یه کتابی که قبلا خونده بودم این مطلب بود و امروز مشاورمم بهم گفت
آدم باید یه سری تصمیمات روزانه قطعی و از نظر زمان بندی مشخص داشته باشه
و یه سری تعهدات همیشگی که تمام سعیشو کنه تو هر شرایطی انجامشون بده
و اینه که حس قدرت و انگیزه به آدم میده
و باعث رشد و پیشرفت و در کنار اون آرامش بیشتر و پایین اومدن استرس آدم میشه