🎞 #معرفی_فیلم
🔻 ستیغ ارهای
🔹 دزموند داس، شخصیت اصلی فیلم "ستیغ ارهای"، فردی مذهبی و پیرو فرقه اَدوِنتیستهای روز هفتم است که در سال 1945، با شروع جنگ جهانی دوم، با تضادی بزرگ مواجه میشود. از یکسو، بهعنوان یک شهروند آمریکایی موظف به انجام وظیفه ملی در جنگ است و از سوی دیگر، اعتقادات مذهبیاش او را از اسلحه به دست گرفتند؛ بازمیدارد.
🔸 به همین دلیل، داس تصمیم میگیرد بهعنوان امدادگر در جنگ شرکت کند تا بتواند جان انسانها را نجات دهد، بدون آنکه دست به خشونت بزند. در نبرد اوکیناوا، داس با وجود حملات پیوسته دشمن، بیش از ۷۵ نفر از همرزمانش را نجات میدهد.
🔹به دلیل این شجاعت، داس بهعنوان یک قهرمان ملی شناخته شد و مدال افتخار دریافت کرد. این مدال را رئیسجمهور وقت، هری ترومن، به او اهدا کرد؛ همان کسی که دستور بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی را صادر کرد، اقدامی که به پایان جنگ انجامید اما جان بیش از ۲۰۰ هزار غیرنظامی ژاپنی را گرفت.
📌 این فیلم برخلاف دیگر فیلمهای جنگی هالیوودی، بهگونهای به ژانر دفاع مقدس نزدیک است؛ جایی که سربازی برای باور دینی و اعتقادیاش به جنگ میرود و تحت هر شرایطی به آن وفادار میماند. به همین دلیل، در میانه فیلم، حتی به سرباز ژاپنی نیز کمک میکند.
#نشست_ششم
#ستیغ_ارهای
🆔 @cinemaeghtebas
🔻 سینمای جنگی و بازنمایی دشمن
چگونه هالیوود کلیشه قهرمان همیشه برنده برای سرباز آمریکایی را تثبیت میکند؟
🔹 یکی از ژانرهای مهم سینمایی، ژانر جنگی است که در آن معرفی دشمن نقشی اساسی دارد، چرا که جنگ بدون حضور نیروی مهاجم شکل نمیگیرد. فیلمسازان در این ژانر از امکانات دراماتیک خود بهره میبرند تا در میان آتش و خون، تصویری مثبت از ایثار و شجاعت جبهه خودی و تصویری منفی از خشونت و وحشیگری جبهه مقابل ترسیم کنند.
🔸 دشمن در فیلمهای جنگی آمریکایی به شکلی کاملاً کلیشهای، شر محض است؛ شخصیتپردازی پیچیدهای ندارد، از نژاد و ملیت متفاوتی است، به طوری که حتی زبان مشترکی با سرباز آمریکایی ندارد و گفتگویی با او صورت نمیگیرد. این دشمن یک "دیگری" است که ویژگیهای انسانیاش سلب شده و به ماشین کشتاری تبدیل شده است که هرچه زودتر باید از میان برداشته شود.
🔹 این نمایش غیرانسانی از دشمن، کشتن آنها را موجه جلوه میدهد و کلیشه "قهرمان همیشه برنده" برای سرباز آمریکایی را تثبیت میکند، زیرا او میهنپرستی است که در حال دفاع از بشریت در برابر شر مطلق است.
#نشست_ششم
#ستیغ_ارهای
🆔 @cinemaeghtebas
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️ #ببینید
🔻 در فیلم ستیغ ارهای، چگونه سه دیدگاه مختلف به جنگ (جنگی، ضد جنگ و جنگ مقدس) به تصویر کشیده شده است؟
🔻 آیا ظهور قهرمانی متفاوت با جهانبینی منحصربهفرد، نشانه تغییر در الگوی قهرمانسازی فیلمهای آمریکایی است؟
🔸 دکتر مجید شاهحسینی
🌐 نشست ششم سینما اقتباس – ستیغ ارهای
#ستیغ_ارهای
#نشست_ششم
🆔 @cinemaeghtebas
سینما اقتباس
🎞 #معرفی_فیلم
🔻 ملکه صحرا
🔹 فیلم ملکه صحرا (۲۰۱۵) داستان زندگی گرترود بل، باستانشناس، نویسنده و افسر اطلاعاتی انگلیسی، را روایت میکند که در اوایل قرن بیستم به مناطق مختلف خاورمیانه سفر کرد. فیلم به رابطهی پیچیدهی او با کشورهای عربی و نقش کلیدیاش در شکلگیری و تعیین مرزهای امروزی کشورهای غرب آسیا پس از جنگ جهانی اول میپردازد.
🔸 گرترود بل در ۱۴ ژوئیه ۱۸۶۸ در خانوادهای ثروتمند و برجسته در بریتانیا متولد شد. پدرش، سِر توماس هیو بل، یکی از افراد سرشناس در صنعت و سیاست بود. او برخلاف بسیاری از دختران اشرافی آنزمان، به آکسفورد رفت و در رشته تاریخ مدرن فارغالتحصیل شد.
🔹 در سال ۱۸۹۲، در سن ۲۴ سالگی، به ایران سفر کرد و به سرعت به زبان فارسی مسلط شد. سپس در سالهای بعد، به کشورهای مختلفی همچون ایتالیا، چین، ژاپن، مصر و فلسطین سفر کرد. در بیتالمقدس زبان عربی آموخت و در حوزه باستانشناسی تدریس کرد. پس از بازگشت به انگلستان، زبانهای فرانسوی و آلمانی را نیز فراگرفت و به جنبش ضد حق رأی زنان پیوست.
🔸 گرترود بل در سال ۱۹۰۵ به عنوان مشاور بریتانیا به غرب آسیا سفر کرد و در طول هشت سال، کشورهای ترکیه، سوریه، عراق و عربستان را مورد مطالعه قرار داد. او با انجام تحقیقات در زمینههای جغرافیایی، زمینشناسی، جامعهشناسی و مردمشناسی، اطلاعاتی حیاتی از منطقه جمعآوری کرد که در سیاستهای بریتانیا و شکلگیری مرزهای جدید خاورمیانه تأثیر بسزایی داشت. در جریان جنگ جهانی اول، او مشاورههای سیاسی به بریتانیا داد و در مذاکرات سایکس-پیکو و دیگر قراردادهای مهم منطقهای مشارکت کرد.
#نشست_هفتم
#ملکه_صحرا
🆔 @cinemaeghtebas
🔻 خودکامگی استعمارگران
🔹 قرن بیستم میلادی با آغاز رقابت قدرتهای استعمارگر اروپایی بر سر منابع امپراتوری عثمانی، از جمله نفت، همزمان بود. برای تحقق این هدف، استعمارگران نیاز به اطلاعات دقیق و جامع از منطقه داشتند. بنابراین، جاسوسان و شرقشناسانی مانند گرترود بل و توماس ادوارد لارنس به این مناطق اعزام شدند تا از طریق مطالعات جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی اطلاعات حیاتی جمعآوری کنند.
🔸جنگ جهانی اول، که در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ آغاز شد، زمینهساز اجرای نقشههای از پیش تعیینشده برای تجزیه امپراتوری عثمانی بود. متفقین با استفاده از اختلافات قومی و مذهبی در میان مردم منطقه، به مقابله با عثمانیها پرداختند. آنها با استفاده از جاسوسان خود، اختلافات قومی و مذهبی مانند پانترکیسم و پانعربیسم را در میان مردم عثمانی دامن زدند و زمینه شورشها را فراهم کردند.
🔹در این میان، شریف حسین با حمایت بریتانیا علیه حکومت عثمانی شورش کرد و توانست مناطق گستردهای از حجاز و ماورای اردن را تصرف کند. نبرد عقبه که به عنوان یک پیروزی استراتژیک بریتانیا شناخته میشود، راه را برای تسلط بیشتر این کشور بر مناطق خاورمیانه هموار ساخت.
🔸 پس از شکست عثمانی و جنگ عقبه، متفقین به وعدههای خود به شریف حسین عمل نکردند و سوریه و لبنان را تحت قیمومت فرانسه، عراق و فلسطین را تحت قیمومت بریتانیا قرار دادند. این اقدامات، همراه با معاهده سایکس-پیکو، آغازی برای پایهگذاری رژیم جعلی صهیونیستی و گسترش نفوذ غرب در این منطقه شد.
#نشست_هفتم
#ملکه_صحرا
🆔 @cinemaeghtebas
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️ #ببینید
🔻 جاسوس انگلیسی؛ معمار پنهان تجزیه در خاورمیانه
🔻 افراطیگری مذهبی؛ ابزار تاریخی انگلستان برای بیثباتسازی
🔸 دکتر مجید شاهحسینی
🌐 نشست هفتم سینما اقتباس – ملکه صحرا
#ملکه_صحرا
#نشست_هفتم
🆔 @cinemaeghtebas
سینما اقتباس
🎞 #معرفی_فیلم
🔻 سرپیکو
🔹 فرانک سرپیکو، افسر جوان پلیس نیویورک، خیلی زود پس از ورود به این نیرو دریافت که دشمن اصلیاش نه خلافکاران خیابانی، بلکه همکاران فاسدش هستند؛ مأمورانی که رشوه میگرفتند، به خشونت متوسل میشدند و فساد را نادیده میگرفتند یا در آن شریک بودند. اما سرپیکو راه دیگری را انتخاب کرد. او نهتنها رشوه را نپذیرفت، بلکه با پوشیدن لباسهای مبدل و بهکارگیری روشهای خلاقانه، مجرمان را تعقیب میکرد و فساد درون نیرو را گزارش میداد؛ اقدامی که باعث شد در چشم بسیاری از همکارانش منفور و طرد شود.
🔸 وقتی تلاشهایش برای گزارش فساد به جایی نرسید، تصمیم گرفت موضوع را به رسانهها بکشاند. سرانجام، روزنامه نیویورکتایمز گزارشی درباره افشاگریهای او منتشر کرد. در پی این گزارش، کمیسیونی به نام کمیسیون نپ (Knapp Commission) برای بررسی فساد در اداره پلیس نیویورک تشکیل شد؛ اما اصلاحاتی که وعده داده شده بود، هیچگاه بهطور کامل اجرا نشد و ساختار فاسد پابرجا ماند.
🔹 در سال ۱۹۷۳، پیتر ماس کتابی درباره مبارزات سرپیکو منتشر کرد و همان سال، سیدنی لومت فیلمی با اقتباس از آن ساخت. فیلم «سرپیکو» با بازی درخشان آل پاچینو، به اثری ماندگار در سینمای سیاسی بدل شد؛ فیلمی که در بحبوحه رسوایی واترگیت اکران شد و همین هم بر تأثیرگذاریاش افزود. با این حال، هالیوود در سالهای بعد با ساخت فیلمهای تخیلی ضدفساد، تلاش کرد این موج را تعدیل کند.
🔸 سرپیکو، که به گفته خودش قربانی تبانی همکارانش شده و از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بود، بهطرز معجزهآسا زنده ماند. او با وجود ترکش در سر، هنوز از فساد میگوید؛ معضلی که حتی پس از پنج دهه، بهگفته افسران دیگر، همچنان گریبان پلیس آمریکا را رها نکرده است.
#سرپیکو
#نشست_هشتم
🆔 @cinemaeghtebas
سینما اقتباس
🔻 هالیوود نوین
🔹 پس از بازگشت سربازان از جنگ ویتنام، جامعه آمریکا با موجی از اعتراضات گسترده مواجه شد. مردمی که از شعارهای توخالی و وعدههای بیسرانجام خسته بودند، دیگر میلی به تماشای فیلمهای موزیکال و سطحی نداشتند. استودیوهای هالیوود که پیشتر روی پروژههای پرهزینه سرمایهگذاری کرده بودند، یکی پس از دیگری در گیشه شکست خوردند و نتوانستند مخاطبان معترض را با خود همراه کنند. این بحران، سینمای آمریکا را وارد دورهای از رکود کرد.
🔸 در چنین فضایی، نسل تازهای از فیلمسازان جوان وارد عرصه سینما شدند؛ کسانی که با الهام از سینمای اروپا و بهرهگیری از ژانرهایی چون وسترن، جنایی و جنگی، تلاش کردند با زبانی تازه با تماشاگر معترض ارتباط برقرار کنند. آنها مشکلات و نابرابریهای اجتماعی را به تصویر کشیدند؛ واقعیتهایی که پیشتر در سینمای هالیوود نادیده گرفته میشد. این جریان که با فیلم «بانی و کلاید» در سال ۱۹۶۷ آغاز شد، بهتدریج به دوران «هالیوود نوین» تبدیل شد و تا میانههای دهه ۱۹۸۰ ادامه یافت.
🔹 کارگردانان و بازیگران شاخص این دوره، عمدتاً از میان یهودیان چپگرای منهتن و بروکلین یا ایتالیاییتبارهای برانکس و کوئینز بودند؛ کسانی که سینما و بازیگری را در دانشگاههای نیویورک آموخته بودند. این گروه که بعدها به «مکتب نیویورکیها» معروف شدند، با فاصله گرفتن از نظام استودیویی و تأثیرپذیری از سینمای اروپا، ایدههایی نو و جسورانه را وارد جریان اصلی سینما کردند. آنها ضدقهرمانهایی را خلق کردند که به مذاق نسل معترض خوش میآمد و مخاطبانی را که از جنگ و سیاستهای تهاجمی آمریکا خسته بودند، با خود همراه کردند.
🔸 درخشش کارگردانانی چون استنلی کوبریک، مارتین اسکورسیزی، اولیور استون و استیون اسپیلبرگ و بازیگرانی مانند مارلون براندو، آل پاچینو و رابرت دنیرو در همین دوره رقم خورد؛ هرچند آکادمی اسکار در آن سالها توجه چندانی به آثار این جریان نشان نداد.
#سرپیکو
#نشست_هشتم
🆔 @cinemaeghtebas
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️ #ببینید
🔻سبکشناسی اعتراض در سینمای دهه هفتاد آمریکا
🔻 نسبت سینمای معترض با ساختار قدرت فرهنگی در آمریکا
🔸 دکتر مجید شاهحسینی
🌐 نشست هشتم سینما اقتباس – سرپیکو
#نشست_هشتم
#سرپیکو
🆔 @cinemaeghtebas