eitaa logo
سینما اقتباس
103 دنبال‌کننده
88 عکس
41 ویدیو
9 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻 خودکامگی استعمارگران 🔹 قرن بیستم میلادی با آغاز رقابت قدرت‌های استعمارگر اروپایی بر سر منابع امپراتوری عثمانی، از جمله نفت، همزمان بود. برای تحقق این هدف، استعمارگران نیاز به اطلاعات دقیق و جامع از منطقه داشتند. بنابراین، جاسوسان و شرق‌شناسانی مانند گرترود بل و توماس ادوارد لارنس به این مناطق اعزام شدند تا از طریق مطالعات جغرافیایی، سیاسی و فرهنگی اطلاعات حیاتی جمع‌آوری کنند. 🔸جنگ جهانی اول، که در ۲۸ ژوئیه ۱۹۱۴ آغاز شد، زمینه‌ساز اجرای نقشه‌های از پیش تعیین‌شده برای تجزیه امپراتوری عثمانی بود. متفقین با استفاده از اختلافات قومی و مذهبی در میان مردم منطقه، به مقابله با عثمانی‌ها پرداختند. آنها با استفاده از جاسوسان خود، اختلافات قومی و مذهبی مانند پانترکیسم و پانعربیسم را در میان مردم عثمانی دامن زدند و زمینه شورش‌ها را فراهم کردند. 🔹در این میان، شریف حسین با حمایت بریتانیا علیه حکومت عثمانی شورش کرد و توانست مناطق گسترده‌ای از حجاز و ماورای اردن را تصرف کند. نبرد عقبه که به عنوان یک پیروزی استراتژیک بریتانیا شناخته می‌شود، راه را برای تسلط بیشتر این کشور بر مناطق خاورمیانه هموار ساخت. 🔸 پس از شکست عثمانی و جنگ عقبه، متفقین به وعده‌های خود به شریف حسین عمل نکردند و سوریه و لبنان را تحت قیمومت فرانسه، عراق و فلسطین را تحت قیمومت بریتانیا قرار دادند. این اقدامات، همراه با معاهده سایکس-پیکو، آغازی برای پایه‌گذاری رژیم جعلی صهیونیستی و گسترش نفوذ غرب در این منطقه شد. 🆔 @cinemaeghtebas
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️ 🔻 جاسوس انگلیسی؛ معمار پنهان تجزیه در خاورمیانه 🔻 افراطی‌گری مذهبی؛ ابزار تاریخی انگلستان برای بی‌ثبات‌سازی 🔸 دکتر مجید شاه‌حسینی 🌐 نشست هفتم سینما اقتباس – ملکه صحرا 🆔 @cinemaeghtebas
سینما اقتباس
🎞 🔻 سرپیکو 🔹 فرانک سرپیکو، افسر جوان پلیس نیویورک، خیلی زود پس از ورود به این نیرو دریافت که دشمن اصلی‌اش نه خلافکاران خیابانی، بلکه همکاران فاسدش هستند؛ مأمورانی که رشوه می‌گرفتند، به خشونت متوسل می‌شدند و فساد را نادیده می‌گرفتند یا در آن شریک بودند. اما سرپیکو راه دیگری را انتخاب کرد. او نه‌تنها رشوه را نپذیرفت، بلکه با پوشیدن لباس‌های مبدل و به‌کارگیری روش‌های خلاقانه، مجرمان را تعقیب می‌کرد و فساد درون نیرو را گزارش می‌داد؛ اقدامی که باعث شد در چشم بسیاری از همکارانش منفور و طرد شود. 🔸 وقتی تلاش‌هایش برای گزارش فساد به جایی نرسید، تصمیم گرفت موضوع را به رسانه‌ها بکشاند. سرانجام، روزنامه نیویورک‌تایمز گزارشی درباره افشاگری‌های او منتشر کرد. در پی این گزارش، کمیسیونی به نام کمیسیون نپ (Knapp Commission) برای بررسی فساد در اداره پلیس نیویورک تشکیل شد؛ اما اصلاحاتی که وعده داده شده بود، هیچ‌گاه به‌طور کامل اجرا نشد و ساختار فاسد پابرجا ماند. 🔹 در سال ۱۹۷۳، پیتر ماس کتابی درباره مبارزات سرپیکو منتشر کرد و همان سال، سیدنی لومت فیلمی با اقتباس از آن ساخت. فیلم «سرپیکو» با بازی درخشان آل پاچینو، به اثری ماندگار در سینمای سیاسی بدل شد؛ فیلمی که در بحبوحه رسوایی واترگیت اکران شد و همین هم بر تأثیرگذاری‌اش افزود. با این حال، هالیوود در سال‌های بعد با ساخت فیلم‌های تخیلی ضدفساد، تلاش کرد این موج را تعدیل کند. 🔸 سرپیکو، که به گفته خودش قربانی تبانی همکارانش شده و از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بود، به‌طرز معجزه‌آسا زنده ماند. او با وجود ترکش در سر، هنوز از فساد می‌گوید؛ معضلی که حتی پس از پنج دهه، به‌گفته افسران دیگر، همچنان گریبان پلیس آمریکا را رها نکرده است. 🆔 @cinemaeghtebas
سینما اقتباس
🔻 هالیوود نوین 🔹 پس از بازگشت سربازان از جنگ ویتنام، جامعه آمریکا با موجی از اعتراضات گسترده مواجه شد. مردمی که از شعارهای توخالی و وعده‌های بی‌سرانجام خسته بودند، دیگر میلی به تماشای فیلم‌های موزیکال و سطحی نداشتند. استودیوهای هالیوود که پیش‌تر روی پروژه‌های پرهزینه سرمایه‌گذاری کرده بودند، یکی پس از دیگری در گیشه شکست خوردند و نتوانستند مخاطبان معترض را با خود همراه کنند. این بحران، سینمای آمریکا را وارد دوره‌ای از رکود کرد. 🔸 در چنین فضایی، نسل تازه‌ای از فیلم‌سازان جوان وارد عرصه سینما شدند؛ کسانی که با الهام از سینمای اروپا و بهره‌گیری از ژانرهایی چون وسترن، جنایی و جنگی، تلاش کردند با زبانی تازه با تماشاگر معترض ارتباط برقرار کنند. آن‌ها مشکلات و نابرابری‌های اجتماعی را به تصویر کشیدند؛ واقعیت‌هایی که پیش‌تر در سینمای هالیوود نادیده گرفته می‌شد. این جریان که با فیلم «بانی و کلاید» در سال ۱۹۶۷ آغاز شد، به‌تدریج به دوران «هالیوود نوین» تبدیل شد و تا میانه‌های دهه ۱۹۸۰ ادامه یافت. 🔹 کارگردانان و بازیگران شاخص این دوره، عمدتاً از میان یهودیان چپ‌گرای منهتن و بروکلین یا ایتالیایی‌تبارهای برانکس و کوئینز بودند؛ کسانی که سینما و بازیگری را در دانشگاه‌های نیویورک آموخته بودند. این گروه که بعدها به «مکتب نیویورکی‌ها» معروف شدند، با فاصله گرفتن از نظام استودیویی و تأثیرپذیری از سینمای اروپا، ایده‌هایی نو و جسورانه را وارد جریان اصلی سینما کردند. آن‌ها ضدقهرمان‌هایی را خلق کردند که به مذاق نسل معترض خوش می‌آمد و مخاطبانی را که از جنگ و سیاست‌های تهاجمی آمریکا خسته بودند، با خود همراه کردند. 🔸 درخشش کارگردانانی چون استنلی کوبریک، مارتین اسکورسیزی، اولیور استون و استیون اسپیلبرگ و بازیگرانی مانند مارلون براندو، آل پاچینو و رابرت دنیرو در همین دوره رقم خورد؛ هرچند آکادمی اسکار در آن سال‌ها توجه چندانی به آثار این جریان نشان نداد. 🆔 @cinemaeghtebas
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️ 🔻سبک‌شناسی اعتراض در سینمای دهه هفتاد آمریکا 🔻 نسبت سینمای معترض با ساختار قدرت فرهنگی در آمریکا 🔸 دکتر مجید شاه‌حسینی 🌐 نشست هشتم سینما اقتباس – سرپیکو 🆔 @cinemaeghtebas
سینما اقتباس
🎞 🔻 آب‌شناس | زخم استرالیا از جنگی استعماری 🔹با آغاز جنگ جهانی اول، کشورهای مختلف مواضع گوناگونی اتخاذ کردند. برخی مانند سوئیس بی‌طرف ماندند و برخی مانند بلژیک اشغال شدند. اما مستعمراتی چون استرالیا، کانادا و نیوزلند تابع امپراتوری بریتانیا بودند و اختیار سیاسی نداشتند. براساس قانون اساسی آن‌ها، بریتانیا می‌توانست بدون مشورت با مستعمرات وارد جنگ شود و تصمیمات آن الزام‌آور بود. 🔸اندرو فیشر، نامزد نخست‌وزیری استرالیا، پیش از آغاز رسمی جنگ، در سخنرانی انتخاباتی خود در ۳۱ ژوئیه ۱۹۱۴ وعده داد که استرالیا «تا آخرین مرد و آخرین سکه» در کنار بریتانیا خواهد ایستاد. چند روز بعد، بریتانیا به آلمان اعلان جنگ داد و نیروهای استرالیایی، کانادایی و نیوزلندی به اجبار وارد میدان شدند. پارلمان‌های این کشورها نیز حتی حق اعلان موضع رسمی نداشتند. 🔹در ادامه، با پیشنهاد وینستون چرچیل، حمله‌ای به امپراتوری عثمانی طراحی شد که به نبرد خونین گالیپولی انجامید. این نبرد بر اساس محاسبات اشتباه و نگاه استعماری نسبت به ضعف ارتش ترکیه شکل گرفت و منجر به کشته‌شدن هزاران سرباز مستعمرات شد. فقط استرالیا در این نبرد بیش از ۱۷ هزار کشته داد، بی‌آن‌که این جنگ دفاعی یا ملی برای آن‌ها باشد. 🔸فیلم «آب‌شناس» (The Water Diviner) ساخته‌ی راسل کرو در این بستر تاریخی به وقایع پس از جنگ می‌پردازد. داستان درباره‌ی کشاورزی استرالیایی به نام جاشوا کانر است که سه پسرش را در گالیپولی از دست داده و برای یافتن نشانی از آنان به ترکیه سفر می‌کند. فیلم بخشی از پیامدهای انسانی نبرد را از زاویه‌ی یک پدر و با تمرکز بر شرایط پس از جنگ، اشغال استانبول، روابط میان بازماندگان و وضعیت ترکیه شکست‌خورده به تصویر می‌کشد. 🆔 @cinemaeghtebas
🔻 پایان امپراتوری 🔸 شروع قرن بیستم پایان امپراتوری‌های بزرگ تاریخی از جمله عثمانی بود؛ حکومتی که پس از قرن‌ها حکومت‌داری، در نهایت با لقب «مرد بیمار اروپا» شناخته شد و غربی‌ها چشم‌انتظار فروپاشی آن بودند. در جنگ‌های بالکان، اقوام غیرمسلمان اروپایی از جمله صرب‌ها، بلغارها و یونانیان بخش‌های اروپایی عثمانی را جدا کردند و با تشویق قدرت‌های استعماری، گرایش‌های ناسیونالیستی در میان اعراب نیز شدت گرفت. این تنش‌ها که ناشی از تحریکات خارجی و نارضایتی‌های داخلی بود، زمینه‌ساز جدایی بخش‌هایی از امپراتوری شد. 🔹در خلال جنگ جهانی اول، متفقین در قرارداد سایکس–پیکو مناطق عثمانی را بین خود تقسیم کردند؛ سوریه و لبنان به فرانسه، عراق و فلسطین به بریتانیا رسیدند و شرق ترکیه نیز تحت نفوذ روسیه قرار گرفت. پس از شکست عثمانی و امضای پیمان سور در سال ۱۹۲۰ که بخش‌هایی از خاک این امپراتوری را جدا کرد، گروه‌های ملی‌گرای ترک به رهبری مصطفی کمال (آتاتورک) قیام کردند و توانستند ازمیر را آزاد کنند و حکومت سلطنتی عثمانی را سرنگون سازند. 🔸آتاتورک با تشکیل جمهوری ترکیه، سیاست‌های سکولاریسم را به‌طور گسترده اجرا کرد و ضمن پذیرش جدایی مناطق عرب‌نشین، جامعه ترکیه را از سنت‌های اسلامی و عثمانی جدا ساخت. مدارس مذهبی تعطیل شدند، زبان عربی از رسم‌الخط حذف شد، قوانین مدرن غربی جایگزین مقررات شرعی گردید و نمادهای فرهنگی و دینی حذف شدند. در سوی دیگر، مناطق عرب‌نشین پس از پایان حکومت عثمانی، تحت سلطه قدرت‌های استعماری قرار گرفتند و دوران دشوارتری از نفوذ و استعمار را تجربه کردند. 🆔 @cinemaeghtebas
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽️ 🔻 گالیپولی؛ نبردی گمنام در جنگ جهانی اول 🔻 امپراتوری عثمانی؛ از تاخت به قلب اروپا تا فروپاشی 🔸 دکتر مجید شاه‌حسینی 🌐 نشست نهم سینما اقتباس – آب‌شناس 🆔 @cinemaeghtebas
🎞 🔻 افسر و جاسوس | پرونده‌ای که فرانسه را دو قطبی کرد 🔹 در سال ۱۸۹۴ آلفرد دریفوس، افسر یهودی ارتش فرانسه، در فضایی آکنده از شکست نظامی، و بحران سیاسی، به جاسوسی برای آلمان متهم شد. ارتش که نمی‌خواست ضعف خود را بپذیرد، پرونده را به سرعت مختومه کرد و او را به جزیره شیطان تبعید کرد. 🔸 انتشار مقاله مشهور «من متهم می‌کنم» از امیل زولا در ۱۸۹۸، که در آن مقامات ارتش و کارشناسان قضایی را به خیانت و ارائه گزارش‌های دروغ متهم کرده بود، پرونده را وارد مرحله تازه‌ای کرد. زولا به یک‌سال زندان محکوم شد اما به انگلستان گریخت و فضای عمومی را علیه دستگاه قضایی و ارتش برانگیخت. جامعه فرانسه به دو دسته تقسیم شد: ملی‌گراها و کاتولیک‌ها که از ارتش دفاع می‌کردند و جمهوری‌خواهان و مدافعان آزادی مذهبی که خواستار رسیدگی مجدد به پرونده دریفوس بودند. 🔹 در نتیجه این دعواهای سیاسی و با فشار افکار عمومی، آلفرد دریفوس عفو شد و ژرژ کلمانسو، از سیاستمداران برجسته فرانسوی، روی کار آمد که در مدت سناتوری خود دست کلیسا و دین را از سیاست کوتاه کرد و تسلط دولت بر ارتش را افزایش داد؛ روندی که آغازگر دورانی جدید در تاریخ جمهوری سوم فرانسه شد. 📌 فیلم «افسر و جاسوس» (۲۰۱۹) داستان دریفوس و روند محاکمه، تبعید و بررسی پرونده او توسط سرهنگ پیکه در فرانسه را روایت می‌کند. 🆔 @cinemaeghtebas