واقعاً روزای خیلی سختی گذشت🖤
بدن ما حافظه عجیبی داره. وقتی حس میکنه محیط کمی امن شده یا آدمهای همفکر دورت هستن، بدنت تصمیم میگیره تمام اون غمی که ماهها یا سالها حبس کرده بود رو آزاد کنه...
.
چه خوب که به دلتون نشست 🥹🫶🏻
راستش این گپوگفتمون هم اتفاقی شروع شد…
توی تکتک جملههاتون یه دلشکستگی عمیق بود…
از سرزنش شدن برای چیزهایی که تقصیر شما نبوده،
از نداشتن یه راهنما،
یهو وسط راه گم شدین...
.