ایدئولوژی و مغز:
1️⃣مغز ما، عضوی که دائماً در پی درک جهان اطراف و احساس تعلق به دیگران است، از داراییهای ایدئولوژیک جدید ما خوشحال میشود.
2️⃣ باور پرشور به یک دکترین سفت و سخت فرآیندی است که به نورونهای ما سرازیر میشود و به بدن ما جریان مییابد.
3️⃣ایدئولوژیها، صرفاً پوششی برای زندگی ما نیستند؛ آنها به درون پوست، جمجمه و سلولهای عصبی ما وارد میشوند.
4️⃣ایدئولوژیهای تمامیتخواه، مغز را به طور کلی شکل میدهند، نه فقط زمانی که مغز با گزارههای سیاسی یا بحثها مواجه میشود.
6️⃣علم در حال آشکار ساختن این است که پژواک عمیق ایدئولوژیها را میتوان در مغز مشاهده کرد حتی زمانی که ما اصلاً با سیاست درگیر نیستیم.
7️⃣از آنجایی که مغز ما یاد میگیرد شستشوی مغزی را به روشهای عمیق و موذیانه در خود جای دهد، آیینهای اجتماعی که یاد میگیریم اجرا کنیم میتوانند به واقعیتهای بیولوژیکی ذهن و بدن ما تبدیل شوند.
8️⃣بنابراین، خطری وجود دارد که وقتی فردی در ایدئولوژیهای سفت و سخت غرق میشود، تنها نظرات سیاسی و سلیقههای اخلاقی او نیستند که شکل میگیرند، بلکه کل مغز او نیز در حال شکلگیری است.
#مغز #ایدئولوژیک
#کتاب
آنچه راجع به مغز 🧠 و شناخت ما می گویند👇
🆔 @cognitive20th
جامعه شبکهای
مانوئل کاستلز در کتاب شبکههای خشم و امید، مدلی ارائه میکند که توضیح میدهد چگونه کنش جمعی در عصر اطلاعات، نه بر پایه سازمانهای سلسلهمراتبی کلاسیک، بلکه بر اساس «شبکههای افقی» شکل میگیرد.
بهزعم او، «جامعه شبکهای» ساختار مسلط عصر کنونی است و جنبشهای اجتماعی نیز ساختی شبکهای و خودمختار یافتهاند.
امروزه چارچوب روانشناختی خشم، امید و شبکههای افقی کستلز در تولید محصولات مبتنی بر فناوری رایانه نیز کاربرد دارد. به عنوان مثال، در بازیهای رایانهای، طراحی به گونهای انجام میشود که با تسهیل رفتارهای مشخص، ایجاد انگیزههای متنوع و بهرهگیری از محرکهای مختلف، کاربران را به صورت فعال و مستمر درگیر میکند.
این سازوکار مشابه شبکههای غیرمتمرکز جنبشهای اجتماعی است که در آن ارتباطات، انگیزهها و مشارکتهای فردی تقویت میشوند و امکان شکلگیری رفتارهای هماهنگ و جمعی در محیط دیجیتال فراهم میشود.
#کاستلز #جامعه #شبکهای
#کتاب
آنچه راجع به مغز 🧠 و شناخت ما می گویند👇
🆔 @cognitive20th
چکیده:
در سالهای اخیر، جنگ شناختی بهعنوان یکی از تهدیدات نوظهور علیه انسجام اجتماعی و پایداری نهادهای دموکراتیک مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل محتوای نظاممند، به بررسی نقش اعتماد عمومی در تقویت تابآوری اجتماعی پرداخته و بر معرفی الگوی سهمرحلهای تنظیم اعتماد بهعنوان چارچوبی نظری تمرکز دارد. دادهها از طریق مرور منابع پژوهشی و اسناد راهبردی منتشرشده در فاصله سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ گردآوری شدند. یافتهها نشان میدهد که جنگ شناختی با بهرهگیری از عملیات روانی و انتشار اطلاعات نادرست، اعتماد اجتماعی، سیاسی و سازمانی را تضعیف کرده و سرمایه اجتماعی را کاهش میدهد. در مقابل، اعتماد تنظیمشده که حاصل مداخلات هدفمند در چرخه ساخت، مدیریت و اصلاح اعتماد است، میتواند به بازسازی اعتماد آسیبدیده و ارتقای تابآوری اجتماعی منجر شود. درنهایت، الگوی سهمرحلهای تنظیم اعتماد بهعنوان ابزاری مداخلهگرایانه برای سیاستگذاران پیشنهاد میشود که توانایی افزایش مقاومت جامعه در برابر تهدیدات شناختی و تضمین پایداری اجتماعی را دارد.
لینک دسترسی به مقاله 👇
https://pmr.sndu.ac.ir/article_3876.html
#مقاله #تابآوری #اعتماد #جنگ_شناختی
آنچه راجع به مغز 🧠 و شناخت ما می گویند👇
🆔 @cognitive20th