فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎞 مهر محراب | خدایا به وعدهات عمل کن
🔹شهید محراب آیتالله اشرفی اصفهانی
#شهید_محراب
#آیتالله_اشرفی_اصفهانی
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
⚖ چنانچه سگ نگهبان دزد را زخمی کرد برای صاحب سگ مسئولیتی داره؟
🔹 اگرصاحب خانه سگ را برای حمله به افراد ناشناس که به ملکش وارد می شوند،نگهداری کند مسئول است
🔹اما اگر دزد با اطلاع از وجود چنین حیوانی وارد به حریم مالک شده باشد، هر چند قصد مالک هم موجود باشدمسئولیتی برای مالک متصور نیست(قاعده اقدام)
🔹همچنین از مفهوم مخالف ماده۳۶۰ق.م.ا. نیز می توان این نظر را تایید کرد.
#حقوقی
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
⚖ اگر در خانه با سارق مواجه شدید چکار باید انجام دهید؟
📌 بلافاصله با 110 تماس بگیرید.
🔹 باید بدانید که برخلاف تصور عمومی که گمان میکنند درگیری با دزد یک دفاع مشروع است ، اما اینطور نیست، شرایط دفاع مشروع بسیار متفاوت است و شرایط خاصی دارد که باید به دادگاه ثابت شود.
🔹 دفاع مشروع و یا دفاع قانونی در شرایطی مطرح می گردد که شما به منظور حفظ جان و ناموس خود مجبور به ارتکاب جرم هستید و بایستی با آسیب رساندن به طرف مقابل از خود دفاع کنید.
🔹 بنابراین کتک زدن دزد در حین دزدی از نظر حقوقی چندان قابل پذیرش نیست، مگر اینکه ثابت کنید سرقت از نوع مسلحانه بوده و جان و ناموس شما در معرض خطری جدی قرار دارد. به طوریکه در صورت عدم دفاع از خود، آسیبی جدی متوجه شما خواهد بود.
🔹 در شرایطی که دزد در حین دزدی از خانه ی شما به شما و یا خانواده تان حمله ور گردد و قصد آسیب رساندن به شما را داشته باشد، شما حق دفاع مشروع دارید و در چنین شرایطی جرم و مجازاتی متوجه شما نخواهد بود.
#حقوقی
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
یک روز گرم شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند. به دنبال ان برگهای ضعیف جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند. شاخه چندین بار این کار را با غرور خاصی تکرار کرد، تا این که تمام برگها جدا شدند شاخه از کارش بسیار لذت می برد. برگی سبز و درشت و زیبا به انتهای شاخه محکم چسبید ه بود و همچنان از افتادن مقاومت می کرد.
در این حین باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ی خشکی که می رسید آن را از بیخ جدا می کرد و با خود می برد. وقتی باغبان چشمش به آن شاخه افتاد، با دیدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد. بعد از رفتن باغبان، مشاجره بین شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندین بار خودش را تکاند، تا این که به ناچاربرگ با تمام مقاومتی که از خود نشان می داد، از شاخه جدا شد و بر روی زمین قرار گرفت.
باغبان در راه برگشت وقتی چشمش به آن شاخه افتاد، بی درنگ با یک ضربه آن را از بیخ کند. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد، بر روی زمین افتاد.
ناگهان صدای برگ جوان را شنید که می گفت:
“اگر چه به خیالت زندگی ناچیزم در دست تو بود، ولی همین خیال واهی پرده ای بود بر چشمان واقع نگرت،
که فراموش کنی نشانه حیاتت من بودم!!!
🍃
🌺🍃
#حکایت
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
📗 #داستان کوتاه
در گذشته، پیرمردی بود ڪه از راه ڪفاشی گذر عمر می ڪرد ...
او همیشه شادمانه آواز می خواند، ڪفش وصله می زد و هر شب با عشق و امید نزد خانواده خویش باز می گشت.
و امّا در نزدیڪی بساط ڪفاش، حجره تاجری ثروتمند و بدعنق بود؛
تاجر تنبل و پولدار ڪه بیشتر اوقات در دڪان خویش چرت می زد و شاگردانش برایش ڪار می ڪردند، ڪم ڪم از آوازه خوانی های ڪفاش خسته و ڪلافه شد ...
یڪ روز از ڪفاش پرسید درآمد تو چقدر است؟
ڪفاش گفت روزی سه درهم
تاجر یڪ ڪیسه زر به سمت ڪفاش انداخت و گفت:
بیا این از درآمد همه ی عمر ڪار ڪردنت هم بیشتر است!
برو خانه و راحت زندگی ڪن و بگذار من هم ڪمی چرت بزنم؛ آواز خواندنت مرا ڪلافه ڪرده ...
ڪفاش شوڪه شده بود، سر در گم و حیران ڪیسه را برداشت و دوان دوان نزد همسرش رفت.
آن دو تا روز ها متحیر بودند ڪه با آن پول چه ڪنند ...!
از ترس دزد شبها خواب نداشتند، از فڪر اینڪه مبادا آن پول را از دست بدهند آرامش نداشتند، خلاصه تمام فڪر و ذڪرشان شده بود مواظبت از آن ڪیسه ی زر ...
تا اینڪه پس از مدتی ڪفاش ڪیسه ی زر را برداشت و به نزد تاجر رفت،
ڪیسه ی زر را به تاجر داد و گفت:
بیا ! سڪه هایت را بگیر و آرامشم را پس بده.
🌱"خوشبختی چیزی جز آرامش نیست"🌱
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
🌷 #هر_روز_با_شهدا🌷
#مجروح_پاره_پاره
🌷به محض اطلاع، در بیمارستان بر بالینش حضور یافتم تا جویای احوال او شوم. همین که چشمش بر من افتاد، نیمخیز شد و با نگاهی که انگار یاد همرزمهایش افتاده بود، سراپایم را ورانداز کرد. اشک شوقی، چون ژالههای نشسته بر گلبرگهای بهاری، بر صورتش چکید. با زبان بیزبانی، آتش درون را ناگفته بیان میکرد، هرکس که جبهه ندیده باشد یارای ترجمان آن سکوت گویا و فریاد خاموش نیست. از وضع جراحتش جویا شدم، در پاسخ _ پس از اندکی تعمّق و تفکّر _ آه سردی کشید و گفت: من با آرزوی شهادت به جبهه شتافتم، اما این افتخار نصیب من نشد.
🌷بهزودی بهبود نسبی یافت و به جای آنکه مدتی را برای تقویت جسم به تحلیل رفته، استراحت کند، شتابناک عازم میعادگاه معبود گردید. در طیّ نبردهای بیامان، دیگربار زخمی شد و باز به بیمارستان انتقال یافت. حضور در جبهه و بازگشت به بستر، بارها تکرار شد و این امر برای وی کاملاً عادی شده بود. هربار قسمتی از پیکر استوارش، هدف گلولههای دشمن واقع میشد. نمیدانم برای چندمین بار، قرار بود به اتاق عمل برود که اوّل صبح، به دیدارش شتافتم. این صحنه رقّتانگیز هرگز از یادم نمیرود. وی از ناحیهی شکم، چنان جراحت عمیقی برداشته بود که رودهاش نمایان بود.
🌷از آنجا که بارها، از قسمتهای سالم بدنش بریده و برای ترمیم اعضای دیگرش استفاده کرده بودند، وجود نازنینش به گل پرپر شدهای میمانست. جرّاحان بار دیگر مصمّم بودند پیکرش را مورد عمل جرّاحی قرار دهند. یکی از پرستاران با حیرت و شگفتی تعریف میکرد: «من تا به حال چنین مجروحی مقاوم و صبوری ندیدهام. زمانیکه بستری بودند و از شدّت دردِ ایشان، کسی نمیتوانست حتّی به تختش دست بزند، باز هم مشتاقانه با خدا راز و نیاز میکرد و با اشاره نماز میخواند.»
🌹خاطره ای به یاد سردار سرلشکر پاسدار #شهید_داور_یُسری
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
✅آیت الله حائری شیرازی
علت محرومیت از فیض فراگیر خداوند
انسان همانند ظرفی است که زیر باران قرار گرفته باشد. شما اگر این ظرف را پشترو بگیرید، بهگونهای که دهانۀ ظرف رو به زمین و پشت ظرف رو به بالا باشد، از هر طرف که باران ببارد، از پشت ظرف میچکد و توی ظرف، خشکوخالی میماند.
انسان اگر حب دنیا داشته باشد، مانند آن است که کاسهاش را واژگون کرده، و دهانهاش را رو به خاک گرفته باشد. اگر من کاسۀ خودم را واژگون بگیرم و از رحمت واسع و مستمر الهی محروم شوم، تقصیری متوجه باران نیست؛ من ظرف را بد گرفتهام. رحمت خدا و لطف خدا پدیدههایی محدود نیستند؛ همیشگی و جاریاند. این ما هستیم که باید توفیق بهرهگیری از آنها را داشته باشیم.
📚 تمثیلات علمی، صفحه ۲۲
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
*
#رمان
نام کتاب: تاتار خندان
نویسنده : غلام حسین ساعدی
تعداد صفحه : 376
حجم فایل : 8.1 مگابایت
**درباره کتاب*
کتاب تاتار خندان که توسط غلامحسین ساعدی نوشته شده است.و با زبان فارسی چاپ گشته است.که دارای سیصد و هفتاد و شش صفحه می باشد.رضا پزشکی می باشد که از سمت معشوقه ی خویش زخم بزرگی خورده و واسه ی این تصمیم گرفته قید تمام چیز های وجود داشته در زندگیش را بزند و به روستایی در دور دست به اسم تاتار راهی شود. رضا پس از رسیدن به روستا می فهمد که که تاتار تشکیل شده از دو دهکده می باشد یکی تاتار خندان و تاتار گریان و مقصد زندگی رضا همان روستای تاتار خندان است .
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷لطفا برای سلامتی و فرج امام زمان(عج)3بار سوره توحید قرائت فرمایید
✅هرچه هست در محبت مرتضی علی هست
🎙استاد شیخ عبدالحسین بندانی نیشابوری
⏳زمان 1دقیقه
#حضرت_قائم_عج
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#امیرالمومنین علیه السلام
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
🌸درخت را
✨از میوه اش میشناسند
🌸انسان را با کردارش
🌸کردار خوب
✨هرگز هدر نمیرود
🌸کسی که ادب میکارد
✨دوستی درو میکند
🌸و آن کس که مهربانی میکارد
✨عشـق گردآوری میکنـد ❤️
💞#انگیزشی 💞
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
ﺭﻭﺯﯼ ﺷﯿﺦ ﺍﺑﻮﺳﻌﯿﺪ ﺍﺑﻮﺍﻟﺨﯿﺮ ﺑﺎ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﺁﺳﯿﺎﯾﯽ ﻣﯽﮔﺬﺷﺖ. ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﻪ ﯾﺎﺭﺍﻧﺶ ﺑﺰﻧﺪ، لحظه ای ﺑﻪ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺮﺩﺵ ﺳﻨﮓﻫﺎﯼ ﺁﺳﯿﺎب ﻭ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻥ، ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﺶ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﻣﯽﺷﻨﻮﯾﺪ؟ ﻣﯽﺩﺍﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺁﺳﯿﺎﺏ ﭼﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ؟»
ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻧﺶ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﺻﺪﺍﯼ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺳﯿﺎﺏ ﻧﻤﯽﺷﻨﯿﺪﻧﺪ، ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺘﻨﺪ: «ﻧﻪ، ﻣﺎ ﭼﯿﺰ ﺧﺎﺻﯽ ﻧﻤﯽﺷﻨﻮﯾﻢ.» ﺍﺑﻮﺳﻌﯿﺪ ﮔﻔﺖ: «ﺍﯾﻦ ﺁﺳﯿﺎﺏ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮﻡ، ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭﺷﺖ ﻣﯽﺳﺘﺎﻧﻢ ﻭ ﻧﺮﻡ ﺑﺎﺯ ﻣﯽﺩﻫﻢ.»
👌درشت می ستاند و نرم باز می دهد، یعنی اگر شما هم سخن درشت و تلخ و تند از کسی شنیدید، به او نرم و نازک پاسخ دهید؛ مانند آسیاب.
📗 اسرار التوحید
✍ محمد بن منور
#حکایت
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇💖𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
#کانال_دانستنی_های_زیبا بجمع ما بپیوندید👇👇👇
@cognizable_wan