هدایت شده از ♡ܩܝ၄ܝ ܟ۬ߺߊࡈߊߺܝߊܝߺ̈ߺߺ♡
مَن خاطِراتَم با توٌرو هَرشَب مٌرور میکٌنَم میمیرَم از دوریت وَلی حِفظِ غٌرور میکُنَم💔🥲
۪ۧمۭۚۛرٖۨۢو۠ۛرۨ ِۚخٍۣۚٛاۣٝۘطٌٍۛرۣۨٛاۣٖٝٛۨتِۖ ِٚیٌٍۭۤہۭ ِۧچًِٕٞنًِِۡلٖٛ ۪ۧمۭۚعًٍ۪ۧمۭٖۚۢوِ۠ۡلِٖٛٚیٌٍ ِٞنًِِٚیٌٍۭ۟سۣٖۢٛۨتِۖ!
اینجا جایِ هَمِهی اوناییهِ ك خَندِه هاشونوٌ تو یه خاطِره تاریک دَر گٌذَشتِه جا گُذاشتَن💔🙂
https://eitaa.com/Mororkhatere
اَز هَـمـیـن اَلـان بِـبَـخـش كِ اَشـکِـت بآ تِـکـسـاش دَر مـیـاد🖤🕊:)
https://eitaa.com/Mororkhatere
♡ܩܝ၄ܝ ܟ۬ߺߊࡈߊߺܝߊܝߺߺߺ♡
هدایت شده از | 𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖 |
|𝑁𝑜𝑣𝑒𝑙 𝐸𝑧𝑑𝑒𝑣𝑎𝑗 𝐸𝑗𝑏𝑎𝑟𝑖|
ژانر: درام،عاشقانه،جنایی
بخش هایی از رمان:
آیهان:یا پولمو بده یا دخترت باید صیغم بشه!
_____________
ماهلین:من تورو نمیخوام چرا نمیفهمی؟
_____________
آیهان: یا خودت منو می.بوسی یا زوری میبو.سمت؛😯
_____________
آیهان:تو خیلی جذ.ابی دختر🤤
_____________
ماهلین:اومد سمتم اما بهش اجازه ندادم بهم دست بزنه ک یهو😱
_____________
اگر بقیشو میخوای زود جوین بده و رمانو بخون😁
نکته:این بخش ها کاملا واقعیه و به زودی بهش خواهیم رسید🤗
رمان بسیار هیجانی و جذاب «ازدواج اجباری»
نویسنده و طراح: مائده بآنو✨
https://eitaa.com/Ezdevaj_Ejbari
https://eitaa.com/Ezdevaj_Ejbari
https://eitaa.com/Ezdevaj_Ejbari