eitaa logo
ڪوله‌خاڪیِ‌یه دهه‌هَشتادی‌ـــ 🌱
252 دنبال‌کننده
475 عکس
424 ویدیو
2 فایل
_اینجا؟! کُنجِ دِنجِ یه دختر دههِ هَشتادیِENFP>>> • - حرف هایی از تَهِ کالبُد‌ . !📻 من؟!نه کافَر مٌطلق نه مٌسلمان تمام ، ! +حࢪفـی؟میشنوم { https://daigo.ir/secret/91508359104}'!_ _جوابا{https://eitaa.com/afkar_Hich} + کپی حلال؟ _ کانال نوش جونت
مشاهده در ایتا
دانلود
دیالوگ های مراسمات امشب: +عروس خانم آیا وکیلم❓ ـ عروس رفته پرچم بچرخونه + برای بار دوم، عروس خانم آیا وکیلم❓ ـ عروس رفته مرگ بر آمریکا بگه
آدم طرفدارای پهلوی ُمی‌بینه، تازه میفهمه چرا پدرامون سال ِ٥٧ انقلاب کردن ..
ڪوله‌خاڪیِ‌یه دهه‌هَشتادی‌ـــ 🌱
- حیدࢪیـٰان‌را‌ازمࢪگ ، نھࢪاسـٰانیدآنـٰان‌بہ‌امید‌شھادت پـٰابہ‌جبھہ‌مۍگذاࢪند🌱🦦:)) -
8.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اما برای من همیشه "هارداسان" غمگین‌ترین واژه ترکی خواهد بود که یاد گرفتم...
گفتند سودای رهبری داری. گفتند چشم به صندلی آقا داری. در مناظرات تلوزیونی، وقیحانه و بی‌شرمانه به چشم‌های معصومت خیره شدند و گفتند سندروم پست بی‌قرار داری. از قوه قضاییه به ریاست جمهوری آمده‌ای و از کجا معلوم طمع به مقامی بالاتر نداشته باشی. بی‌سوادی. ساده‌زیستی. تپق‌های کلامی داری. گفتند مردم‌فریبی. برای فریب مردم است که اینقدر بااخلاقی. تو هربار لبخند زدی. گفتی من فقط یک طلبه خدمتگزارم. گفتی اگر توهین به من مشکل مردم را حل خواهد کرد پس بسیار به من توهین کنید. گفتی من کسی نیستم، آقا را ولی آزار ندهید. عبای آقا را بوسیدی. وقتی همه‌شان سرگرم بازی‌های سیاسی و پولپاشی‌های رسانه‌ای بودند، عبایت را روی دست انداختی و روستا به روستا با کفش‌های گلی به مردمانی سر زدی که حتی بخشدار را از نزدیک ندیده بودند. هرروز. هرهفته. بی‌وقفه. خوشحالی که دوید توی چشم‌هایشان، گفتی من کسی نیستم. مرا آقا فرستاده. فقط از او متشکر باشید. ناگهان در یک عصرگاه اردیبهشتی همه خستگی‌هایت را روی کولت گذاشتی و میان جنگل‌های مه‌آلود ارتفاعات ورزقان، آرام محو شدی. که بدانند تو فدایی آقایی. خادم مردم. بعد از تو آقا کوه‌وار و ایستاده‌قامت ماند. دور خودش جمع‌مان کرد. در نمازت بغض نکرد. حواسش بود غصه نخوریم. سیاه نپوشید و بر تابوتت کمر خم نکرد، حتی برای بوسه‌ای. و ما داغ تو را به کوهی بزرگ تکیه دادیم. حالا آقا نیست ابراهیم. کوه بزرگ رفته. کوه بزرگ تنهایمان گذاشت. و کاش که ما هم با تو قبل از آقا در مه‌های ورزقان محو شده بودیم... «مهدی مولایی» @m_molaei110