ڪولهخاڪیِیه دهههَشتادیـــ 🌱
_
- اگر زنده ماندم و
یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم،
برایت تعریف میکنم که این روزها
چقدر سخت و دیر و دور گذشت.
بودنت را تصور میکنم و برایت چای میریزم و از نبودنت برایت میگویم...
ڪولهخاڪیِیه دهههَشتادیـــ 🌱
بودنت را تصور میکنم و برایت چای میریزم و از نبودنت برایت میگویم...
و ناگهان یادم میاید که کنار ِمن نیستی و آنکه کنار من است "خیال توست"