‹ 𝗖𝗼𝘁𝗼𝘄𝗲𝗿 ›
-
بمیرم دست و بالت مثل حیدر بسته بود آن روز
گلویت هم شبیه او، خبر از استخوان میداد
‹ 𝗖𝗼𝘁𝗼𝘄𝗲𝗿 ›
-
تـو را بـه روی عبا تکه تکه می چینم
بقیه ی تو ولی دست این و آن مانده
‹ 𝗖𝗼𝘁𝗼𝘄𝗲𝗿 ›
-
من از تنت هرآنچه که شد ، جمع کرده ام .
ای وای بَر دلم ، چقدر کم شدی علی .