بسم الرب الحکیم
✍️ نمکنشناسی ورزشکاران و هنرپیشگان یا پوچی ذاتی ورزش حرفهای و صنعت سرگرمی؟! /۱
#زوال_تمدن #تمدن_بدیل #حکمت_تمدنی
صدها صفحه سخن از معارف حکمی و عرفانی دین در سینه دارم که بنا به دغدغهام برای اتصال این معارف به امور انضمامی و عینی و امتداد آنها در عرصۀ زندگی، منتظر پیشآمدهای اجتماعی و سیاسی هستم تا آنها را بیان کنم. حالا این مصاحبه از این خانم تکواندوباز اپوزیسیونشده زمینه را برای یکی از مطالب فراهم کرد.
حقیقت را باید صریح گفت گرچه جانها امروز آنقدر با باطل مأنوس شده که تاب آن را ندارند. و البته انسان نمیداند از کجا باید شروع کند و از کدام باطل آشکار گلایه را آغاز کند؟! اما به هر حال دل را باید به دریا زد!
ورزش حرفهای یکی از نهادهای لغو و پوچ و مضر دورۀ مدرن است. این که عدهای شغلشان و کارشان بشود شرکت در یک سری بازیهای ورزشی و از این راه کسب درآمد کنند جز هدر دادن وقت و عمر و منابع فرد و جامعه فایدهای برای هیچکس ندارد. پیروزی و باخت در این بازیها خیالی و وهمی است چرا که هیچ نسبت وثیق یا ثابتی با پیروزی و باخت واقعی که سعادت و شقاوت است ندارد. درآمدی که اینها از این طریق کسب میکنند نیز چون هیچ فایده و ارزشی برای جامعه ندارد نیز صورت شرعی ندارد چرا که شریعت همان عقلانیت است و معیار عقل عملی هم فایده است. کاری که فایده ندارد یا ضرر دارد به حکم عقل و شرع مذموم است!
حالا باید پرسید ورزش حرفهای جز «سرگرمی» چه نفعی برای جامعه دارد؟ تلویحاً سرگرمی را در این پرسش بیارزش تلقی کردم و البته این خودش یکی دیگر از نوامیس دنیای مدرن است اما ناموسی پوچ! هر سال صدها میلیارد دلار در دنیا صرف صنعت سرگرمی به معنای خاص میشود و در این در حالی است جوامع آکنده از مشکلات روحی و رفتاری و اخلاقی هستند و این مشکلات حتی رو به تزاید است، فلذا این ظن که این مقدار سرگرمی خودش حاکی از یک بیماری است تقویت میشود!
از لحاظ فلسفی اما حقیقت روشن است. آنگاه که جامعه بشری غافل یا جاهل به سعادتی باشد که پاسخگوی روح تعالیطلب او است، زندگیِ بیمعنا و بیسعادت ناگزیر او را مایل به خوشیهای سطحی و لحظهای میکند تا زندگی بیمعنای او قابلتحمل شود. به عبارت دیگر، اشتغال وسیع به سرگرمی در دورۀ مدرن یکی از تبعات نهیلیسم یا پوچگرایی اعتقادی دوران ما است. این همبستگی را در تحولات نسلی آشکارتر میتوان مشاهده کرد: بالاتر بودن تمایل به سرگرمی در نسلهای جدید همزمان با بالاتر بودن مشکلات روحی و رفتاری و اخلاقی و کاهش تعلقات دینی و معنوی در آنها مشاهده میشود. لذا بین سه متغیر اشتغال به سرگرمی و پوچی اعتقادی و مشکلات رفتاری و اخلاقی یک همبستگی قابل مشاهده است. مشاهدات از شخصیت و رفتار ارباب صنعت سرگرمی از جمله سینما نیز این همبستگیها را تأیید میکند: شواهد حاکی از رواج گستردۀ مفاسد و قبایح اخلاقی در کنار مشکلات روحی بین اهالی هالیوود و سینمای خودمان است.
@criticalknowledge 🧬 دانش حیاتی