دانش حیاتی
و رواج خشونت و سنگدلی در جوانان امریکا: علل عام و خاص، ۱
#تحلیل #زوال_تمدن
بسم الرب الحکیم
روایتی که در بالا از مجری شبکهٔ محافظهکار فاکسنیوز در بارهٔ اپیدمی خشونت و مشکلات رفتاری در نسلهای جدید امریکا میبینید، روایتی است از مهمترین عامل زوال حتمی #تمدن_مدرن به نحو عام و ملت امریکا به نحو خاص. امروز شواهد و تحلیلهای زیادی از افول قدرت نظامی و سیاسی و اقتصادی امریکا بیان میشود، اما نگاه عمیقتر نشان میدهد بخشی از این افول معلول یک انحطاط اخلاقی و اجتماعی وحشتناک است که بیش از همه نسلهای جوان را متأثر میکند و البته مخصوص به امریکا نیست اما در امریکا شدت بسیار بیشتری دارد. نکتهٔ دیگرِ این روایت این است که چه طور سیاستهای به ظاهر خیرخواهانهٔ لیبرالها این مشکل را به جای درمان تشدید میکند!
تعلیل و تحلیل این دو نکته موضوع اصلی این نوشتار است.
اما در بارهٔ نکتهٔ اول: بحرانی که نسلهای جدید را در برگرفته علل مختلفی دارد که اجمالاً طبق احصاء خودم بیان میکنم:
۱. تحولات فمینیستی از دههٔ ۱۹۵٠ طلاق را راحت و شأن اصلی #زنان را از مادری به کار در بیرون منزل تغییر داد و روابط خارج از ازدواج را تسهیل کرد. این تغییرات باعث آسیب به نهاد خانواده میشود و نتایج سوء خود را در کودکان و نسل جدید نشان میدهد. متأسفانه کشور ما نیز از دههٔ ۷٠ شمسی در مسیری مشابه قرار گرفته گرچه اوضاع ما فعلاً در مجموع بسیار بهتر است از امریکا و غرب است.
۲. رواج نمایش فحشاء بر بستر رسانههای مدرن که امروز مثل نقل و نبات به وسیلهٔ بسیاری از جوانان دنیا مصرف میشود، غیر از تخریب تمرکز نسل جدید بر کارهای مفید (درس خواندن، خودسازی معنوی پیشکش!) باعث میشود به جنس مخالف تنها نگاهی شهوانی داشته باشند و این به معنی مرگ تمدن، انسانیت و خانواده همه با هم است!
۳. #شبکههای_اجتماعی مجازی که روابط از راه دور با انگیزهٔ دیده شدن و رقابت بر سر لایک را ترویج میکنند، در متن فرهنگی مادی و جسمانی و بصری امروز، غیر از وارد آوردن فشار روانی ناشی از رقابت بر سر شهرت و دلبری عمومی، باعث سطحی شدن فرهنگ از طریق غلبهٔ علائق بصری به جای علائق فکری و شنیداری و خواندنی میشود و معاشرتهای عادی که در آنها دوستی و مدارا و یادگیری فرصت ظهور بیشتری دارند را هم شدیداً تقلیل میدهد. در حقیقت تفاوت بین رسانههای اجتماعیِ دائر بر مسافت، تصویر و فیلم با روابط طبیعی و کتاب، در حکم تفاوت بین نامهنگاری و گفتوگوی رو در رو و تفاوت بین چشم و عقل است: نامهنگاری چه بسا دلتنگی را تشدید کند بگذریم که شهوت شهرت در رسانههای اجتماعی چیزی بدتر از دلتنگی ایجاد میکند و آن سرخوردگی از خود و همه است! زندگی سعادتمندانه نیز به رغم برخورداری از چشم بدون عقل ممکن نیست؛ بگذریم که آثار فرهنگی فقدان چشم بسی کمتر از چشم داشتن اما عقل را در چشم قرار دادن است! و این وضع به درجات مختلف دامنگیر نسلهای جدید در این زمانهٔ فوق-بصری است.
ادامه دارد...
@criticalknowledge 🧬 دانش حیاتی