ᐯOꨭIᗪ
یچیزای دارکی شنیدم که پشمام
درمورد اون دختره تو مدرسمون که چسی بود نیل بهم گفت پشمام ریخت
زنگ دوم ریاضی بود پیش رها نشستم مغزشو خوردم با این مسئلهی تقسیمه بدبخت روانی شد هی کتابو میگرفت میگفت ولش کن دیگه مغزت دراومد
زنگ سوم زبان امتحان دادیم بعد نیل باهام قهر کرد چون بهش گفتم میرم امگای یکی دیگه میشم