هدایت شده از نمد
عصر پارینهسنگی (حدود ۴۰۰,۰۰۰ تا ۱۰,۰۰۰ پ.م):
دورانی که انسان هنوز «مهمانِ طبیعت» بود و نه صاحبِ آن. در این عصر، بقا به معنایِ واقعی کلمه یک «جنگِ شبانهروزی» بود.
*سبک زندگی: گروههای کوچک و سیارِ شکارچی-گردآورنده که در پناهگاههای موقت یا غارها (مانند غار معروف «چوکودیان» در نزدیکی پکن) ساکن بودند. کشف فسیلهای «انسان پکن» در این مکان نشان میدهد که این غارها برای بیش از ۴۰۰ هزار سال، خانهی متناوبِ انسانهایی بوده که تازه استفاده از «آتش» را آموخته بودند.
*ابزار و اقتصاد: ابزارهای سنگیِ زمخت و تراشخورده (مانند تبرهای دستی)، تنها داراییِ آنها بود. در این دوره، هیچ مفهومِ «مالکیت خصوصی» یا «طبقه اجتماعی» وجود نداشت؛ گروههای انسانی کاملاً اشتراکی و برابر بودند و تمام وقتشان صرفِ جستوجوی میوههای وحشی و شکارِ حیوانات میشد.
*فلسفه زندگی: اینجا خبری از «هماهنگی با طبیعت» نیست؛ طبیعت یک نیروی وحشی و پیشبینیناپذیر بود که انسان باید هر روز برای زنده ماندن از چنگش فرار میکرد. این دوره، دورانِ «بقا در برابرِ مطلقِ طبیعتِ اهلینشده» است.
#چین
Cry of hope
عصر پارینهسنگی (حدود ۴۰۰,۰۰۰ تا ۱۰,۰۰۰ پ.م): دورانی که انسان هنوز «مهمانِ طبیعت» بود و نه صاحبِ آن
این مربوطه به عصر پارینه سنگی که انسانهای اولیه زندگی میکردن. غارنشین بودن و برای تهیه غذا شکار میکردن
Cry of hope
این مربوطه به عصر پارینه سنگی که انسانهای اولیه زندگی میکردن. غارنشین بودن و برای تهیه غذا شکار میک
بعدش میشه عصر نوسنگی که انسانها کمکم یکجانشین شدن، کشاورزی و اهلی کردن حیوانات رو یاد گرفتن، تمدن و فرهنگ به وجود اومد و...
خب حالا اینجا یه سوال اومد وسط
زمانی که حضرت آدم و حوا اومدن روی زمین خدا فرشتگانی برای اونها فرستاد که بهشون کشاورزی و دامداری و... یاد دادن. هابیل و قابیل کشاورز و دامدار بودن.
پس چرا ما حتی تو کتابهای مطالعات اجتماعی ابتدایی عصر پارینه سنگی رو داریم (یعنی همون انسانهای غارنشین و به دنبال شکار)؟ و میگن که بعدا یکجانشین شدند و کشاورزی یاد گرفتن؟
Cry of hope
ریدم
زیر دستم که رو زمین بود میسوخت بعد که نگاه کردم یه تیکه شیشه ریز رفته توش