من معمولا راجب چیزایی میپرسم که از قبل میدونستم پس قبل اینکه دروغ بگی خوب فکر کن.
کاش انقد احمق نباشمو زود جوابتونو ندم. من بیکار نیستم فقط نمیخوام شمام اون حس ایگنوری رو تجربه کنید همین
دنیای من شده یه قاب عکس قدیمی. پر از لبخندایی که مال یه روز دیگه بودن، یروزی که هنوز نمیدونستم چطور قراره تمام رنگهاش خاکستری بشن. انگار یه تیکه از قلبم اون روز جا مونده و من موندم و یه تصویر محو از خوشبختی:)
چقدر دلتنگ اون روزاییم که دغدغههام کوچیک بودن و خندههام واقعی. حالا فقط خاطراتشون مونده و یه عالمه حرف نگفته که توی سینم تلنبار شده و هرشب به سراغم میاد.
اینکه دلت بخواد گریه کنی ولی نتونی، از خود گریه بدتره. اون بغضی که تو گلوت گیر میکنه یه حس خفگی دائمی که انگار تمام دنیا دست به یکی کردن که فقط تو رو بیشتر توی خودت فرو ببرن