هدایت شده از فورندینوگرنهرگباریمیدم 𝗠𝗲𝗹𝗶𝗸𝗮 ּ ⋆
پشت هر اهنگ مورد علاقه یه داستان نگفتش .
خیلیا فکر میکنن آدم وقتی تنها میشه که کسی دور و برش نیست، اما تنهایی واقعی اون تایمیه که میفهمی حتی توی شلوغترین لحظهها هم هیچکس نمیتونه عمق فکری که داری رو درک کنه. حقیقتا من دیگه از کسی انتظار فهمیده شدن ندارم. چون میدونم که این حجم از تفاوت دیدگاه خودش یجور حصار نامرئیه. بنظرم این بهترین کار برای محافظت از خودمه. چون وقتی دیگه کسیو به دنیای درونت راه ندی، کمترم آسیب میبینی..
دنیا جای خیلی منصفانهای نیست و من بالاخره اینو قبول کردم. نه به این معنی که تسلیم شدم، فقط دیگه انرژیمو صرف جنگیدن با چیزایی که تغییرشون خارج از توان منه نمیکنم. شاید این رفتار از نظر بقیه سرد به نظر بیاد ولی برای من تنها راه زنده موندنه. وقتی یاد بگیری که چطور غمات رو به عنوان بخشی از واقعیت زندگیت بپذیری و بذاری همونجا بمونن دیگه لازم نیست از هیچچیزی فرار کنی. این خودش یه نوع پیروزیه؛ حتی اگه تنها شاهد این پیروزی فقط خودت باشی..
من شباهت دارم به پروانه کلا، انقد دور شمع میچرخم که اتیش میپیچه به پروپای خودم، با بال ضعیف، پی پرواز بلند..