هدایت شده از 𝑵𝒐𝒗𝒂
-هیچوقت نتونستم تو بهترین لحظات هم اونجوری که باید، خوشحال باشم
زیادی حساس بودن انقد خجالت اوره که بعد یه مدت دیگه حتی روت نمیشه دلیل ناراحتیتو بگی..
هدایت شده از پروازبه آن سوی آسمان🕊
واقعا از پایان می ترسم.
از پایان این خوشی های کوچیک می ترسم
از پایان خنده های الکی و زورکی می ترسم
از پایان خوبی ها می ترسم.
از پایان لحظه ها می ترسم.
از پایان مدرسه با وجود همه ی بدبختی هاش می ترسم.
از پایان این زندگی با این که زندگی نکردم می ترسم.
از پایان این عمر هدر رفته می ترسم.
از پایان" داشتن" می ترسم.
از پایان سریال مورد علاقم می ترسم.
از پایان خوشحالی می ترسم
از پایان عشق می ترسم.
از پایان می ترسم.
از پایان دوست داشتن می ترسم.
از پایان دوست داشته شدن می ترسم.
از پایان یه روز خوب
از پایان یه مسافرت خوب
وقتی که باید بری با وجود اینکه اصلا دلت با رفتن نیست
کاش هیچ وقت "پایان" نبود.
ولی نمیشه چون پایان یه حقیقته
حقیقت هم همیشه تلخ بوده و هست و خواهد بود.
_نازنین